آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۶ تیر ۱۴۰۴

      Refresh

      rɪˈfreʃ rɪˈfreʃ

      گذشته‌ی ساده:

      refreshed

      شکل سوم:

      refreshed

      سوم‌شخص مفرد:

      refreshes

      وجه وصفی حال:

      refreshing

      معنی refresh | جمله با refresh

      verb - transitive adverb C1

      تازه کردن، نیروی تازه دادن به، از خستگی بیرون آوردن، روشن کردن، با طراوت کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      The rain refreshed parched plants.

      باران گیاهان تشنه را تروتازه کرد.

      o, refreshing breeze, the harbinger of my dreams

      ای نسیم جانبخش پیک آرزوهای من

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a refreshing walk in the forest

      یک گردش فرح‌بخش در جنگل

      The return to my ancestral home refreshed the memories of my childhood.

      بازگشت به خانه‌ی اجدادی خاطرات کودکی را در مغزم زنده کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد refresh

      1. verb make like new; give new life
        Synonyms:
        restore repair revive rejuvenate renovate enliven modernize update replenish stimulate exhilarate recreate quicken invigorate freshen reanimate inspirit vivify cheer jog brace bring around brush up prod prompt regain revitalize revivify resuscitate breathe new life into cool
        Antonyms:
        damage ruin

      لغات هم‌خانواده refresh

      noun
      freshness, refreshment, refresher, refreshments
      adjective
      fresh, refreshing, refreshed
      verb - transitive
      refresh
      verb - intransitive
      freshen
      adverb
      freshly, refreshingly

      سوال‌های رایج refresh

      معنی refresh به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «Refresh» در زبان فارسی به معنای «تازه کردن» یا «به‌روزرسانی» ترجمه می‌شود.

      واژه‌ی «Refresh» در زبان انگلیسی به معنای انجام عملیاتی است که باعث می‌شود چیزی دوباره تازه، نو یا به‌روزرسانی شود. این کلمه در زمینه‌های مختلفی به کار می‌رود؛ از جمله در دنیای فناوری، استفاده‌ی روزمره و حتی به صورت استعاری. برای مثال، در مرورگرهای اینترنتی، «Refresh» به معنای بارگذاری مجدد صفحه وب است تا اطلاعات جدید نمایش داده شود.

      علاوه بر کاربرد در فناوری، «Refresh» در زبان روزمره به معنای تجدید نیرو، انرژی یا حال خوب نیز به کار می‌رود. زمانی که کسی می‌گوید «I need to refresh myself»، منظورش این است که می‌خواهد استراحت کند، تجدید قوا کند یا ذهن خود را تازه کند. این کاربرد به معنای بازسازی روحی و جسمی است که در زندگی روزمره بسیار مهم است.

      در حوزه‌های دیگر مانند طراحی گرافیک، عکاسی یا حتی محیط‌های کاری، «Refresh» به معنای به‌روزرسانی، اصلاح و ایجاد تغییرات مثبت و تازه در یک پروژه یا فضا است. این فرایند باعث افزایش جذابیت، کارایی و اثربخشی می‌شود و معمولاً با هدف ایجاد تنوع و جلوگیری از یکنواختی انجام می‌گیرد.

      از نظر دستوری، «Refresh» هم به صورت فعل و هم به صورت اسم استفاده می‌شود. به عنوان فعل یعنی «تازه کردن» یا «به‌روزرسانی» و به عنوان اسم، به معنای «تجدید» یا «تازه‌سازی» است. برای مثال، جمله‌ی «The page needs a refresh» یعنی «صفحه نیاز به تازه‌سازی دارد» کاربرد اسم «Refresh» را نشان می‌دهد.

      کلمه‌ی «Refresh» نشان‌دهنده اهمیت تجدید و به‌روزرسانی در زندگی انسان‌هاست، چه از نظر فنی و چه از نظر روحی. آشنایی با این واژه و کاربردهای مختلف آن باعث می‌شود که بهتر بتوانیم با فناوری‌های مدرن تعامل کنیم و همچنین به نیازهای روانی و جسمانی خود توجه داشته باشیم.

      گذشته‌ی ساده refresh چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده refresh در زبان انگلیسی refreshed است.

      شکل سوم refresh چی میشه؟

      شکل سوم refresh در زبان انگلیسی refreshed است.

      وجه وصفی حال refresh چی میشه؟

      وجه وصفی حال refresh در زبان انگلیسی refreshing است.

      سوم‌شخص مفرد refresh چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد refresh در زبان انگلیسی refreshes است.

      ارجاع به لغت refresh

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «refresh» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/refresh

      لغات نزدیک refresh

      • - refrangibility
      • - refrangible
      • - refresh
      • - refresh one's memory
      • - refreshed
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      gore rotatory pretzel mammatus pie chart wheedle hematocrit stoichiometry frump seafaring in demand concur jaggery used to diametrically چرب اثنی‌عشر انگلستان روماتیسم مفصلی بدهکار کوله‌پشتی مسیر مشمئز کننده مطالبه معادل معلومات معمار ملتمسانه منافع منان
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.