آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Restore

      rɪˈstɔːr rɪˈstɔː

      گذشته‌ی ساده:

      restored

      شکل سوم:

      restored

      سوم‌شخص مفرد:

      restores

      وجه وصفی حال:

      restoring

      معنی restore | جمله با restore

      verb - transitive B2

      پس دادن، به حال اول بر گرداندن، تعمیر کردن، ترمیم کردن، اعاده دادن، باز دادن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      The stolen property was restored to its owner.

      اموال سرقت‌شده به مالک آن بازگردانده شد.

      to restore law and order

      اعاده‌ی قانون و نظم عمومی

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to restore the factory to profitability

      کارخانه را دوباره سودآور کردن

      They restored the lost child to her parents.

      کودک گم‌شده را به والدین او بازگرداندند.

      She restored the book to the shelf.

      کتاب را سرجایش در طاقچه قرار داد.

      The drug restored him to health.

      دارو تندرستی را به او بازگرداند.

      They restored the ruined palace to its original beauty.

      کاخ مخروبه را به زیبایی اولیه‌ی خود برگرداندند.

      to restore an old painting

      نقاشی قدیمی را مرمت کردن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد restore

      1. verb fix, make new
        Synonyms:
        repair mend improve renew rebuild recover rehabilitate reconstruct refresh reanimate recondition reestablish reinforce renovate replace revive cure heal strengthen update modernize rejuvenate rescue touch up bring back build up make healthy make new reerect reimpose reinstate reintroduce reconstitute redeem refurbish reinvigorate revivify set to rights win back make restitution
        Antonyms:
        damage hurt break destroy
      1. verb give back
        Synonyms:
        return replace send back put back hand back

      لغات هم‌خانواده restore

      noun
      restoration, restorer
      verb - transitive
      restore

      سوال‌های رایج restore

      گذشته‌ی ساده restore چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده restore در زبان انگلیسی restored است.

      شکل سوم restore چی میشه؟

      شکل سوم restore در زبان انگلیسی restored است.

      وجه وصفی حال restore چی میشه؟

      وجه وصفی حال restore در زبان انگلیسی restoring است.

      سوم‌شخص مفرد restore چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد restore در زبان انگلیسی restores است.

      ارجاع به لغت restore

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «restore» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/restore

      لغات نزدیک restore

      • - restoration
      • - restorative
      • - restore
      • - restore order
      • - restore peace
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      live up lmk long-range lots lounger lovey lubricant lucre IYKYK everybody exactly excellence excellent excitatory existing پیش‌بند پیوستن تکرار عالما عامدا عشره جک موتورسیکلت حرمت حیرت‌زده حقه زدن خدایا خصیصه کاخ دانمارکی دانه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.