آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۰ بهمن ۱۴۰۴

      Rebuild

      riːˈbɪld riːˈbɪld

      گذشته‌ی ساده:

      rebuilt

      شکل سوم:

      rebuilt

      سوم‌شخص مفرد:

      rebuilds

      وجه وصفی حال:

      rebuilding

      معنی rebuild | جمله با rebuild

      verb - intransitive verb - transitive B1

      بازسازی کردن، از نو ساختن، دوباره ساختن

      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      Don't worry, together we will rebuild Iran.

      نگران نباش، همه با هم ایران را دوباره می‌سازیم.

      The community came together to rebuild the damaged homes.

      اعضای جامعه گرد هم آمدند تا خانه‌های آسیب‌دیده را بازسازی کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      They plan to rebuild the old theater in the town center.

      آن‌ها برنامه دارند که تئاتر قدیمی مرکز شهر را از نو بسازند.

      After the storm, volunteers worked tirelessly to rebuild the town.

      پس‌از طوفان، داوطلبان به‌طور خستگی‌ناپذیری برای بازسازی شهر تلاش کردند.

      verb - intransitive verb - transitive A2

      (سازمان یا مؤسسه) توسعه دادن، ارتقا دادن، رشد دادن، پرورش دادن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      The factory is rebuilding under new management.

      کارخانه تحت مدیریت جدید درحال رشد است.

      The government plans to rebuild the country's economy through innovative policies.

      دولت قصد دارد که اقتصاد کشور را ازطریق سیاست‌های نوآورانه توسعه دهد.

      (شخصیت، زندگی، روحیه و...) دوباره به‌ دست آوردن، احیا کردن، بازسازی کردن، از نو ساختن، دوباره ساختن

      The coach worked hard to rebuild confidence in the young athletes.

      مربی سخت تلاش کرد تا اعتماد‌به‌نفس ورزشکاران جوان را احیا کند.

      They launched a campaign to rebuild their reputation among consumers.

      آن‌ها برای احیای شهرت خود در بین مصرف‌کنندگان کمپینی را راه‌اندازی کردند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد rebuild

      1. verb to repair
        Synonyms:
        patch build up touch up
      1. verb to restore
        Synonyms:
        restore rehabilitate renovate reconstruct recondition refurbish reinstate rejuvenate reassemble reclaim make restoration restitute

      لغات هم‌خانواده rebuild

      noun
      build, builder, building
      adjective
      built
      verb - transitive
      build, rebuild

      سوال‌های رایج rebuild

      گذشته‌ی ساده rebuild چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده rebuild در زبان انگلیسی rebuilt است.

      شکل سوم rebuild چی میشه؟

      شکل سوم rebuild در زبان انگلیسی rebuilt است.

      وجه وصفی حال rebuild چی میشه؟

      وجه وصفی حال rebuild در زبان انگلیسی rebuilding است.

      سوم‌شخص مفرد rebuild چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد rebuild در زبان انگلیسی rebuilds است.

      ارجاع به لغت rebuild

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «rebuild» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/rebuild

      لغات نزدیک rebuild

      • - rebroadcast
      • - rebuff
      • - rebuild
      • - rebuke
      • - rebuker
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.