آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲ اسفند ۱۴۰۳

    Rehabilitate

    ˌriːhəˈbɪlɪteɪt ˌriːhəˈbɪlɪteɪt

    گذشته‌ی ساده:

    rehabilitated

    شکل سوم:

    rehabilitated

    سوم‌شخص مفرد:

    rehabilitates

    وجه وصفی حال:

    rehabilitating

    معنی rehabilitate | جمله با rehabilitate

    verb - transitive

    نوتوان کردن، توانبخشی کردن، دارای امتیازات اولیه کردن، تجدید اسکان کردن، اعاده حیثیت کردن، ترمیم کردن، به حال نخست برگرداندن

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه

    مشاهده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در اینستاگرام

    He has succeeded in rehabilitating the memory of his disgraced father.

    او در اعاده‌ی حیثیت پدر آبروریزشده‌اش توفیق یافته است.

    the rehabilitation of northern forests

    بازسازی جنگلهای شمال

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    the rehabilitation of slum areas

    بازسازی محله‌های فقیرنشین

    The blind are rehabilitated in this institute.

    در این مؤسسه نابینایان را توانبخشی می‌کنند.

    nuns who rehabilitate prostitutes

    راهبه‌هایی که فواحش را به راه راست هدایت می‌کنند

    to rehabilitate a company

    سودآور کردن یک شرکت

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد rehabilitate

    1. verb renovate, adjust
      Synonyms:
      restore fix up improve mend rebuild reconstruct recondition renew reclaim recover reform adjust convert change reconstitute re-establish redeem reinstate reintegrate reinvigorate rejuvenate refurbish restitute save clear furbish make good
      Antonyms:
      destroy ruin hurt

    سوال‌های رایج rehabilitate

    گذشته‌ی ساده rehabilitate چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده rehabilitate در زبان انگلیسی rehabilitated است.

    شکل سوم rehabilitate چی میشه؟

    شکل سوم rehabilitate در زبان انگلیسی rehabilitated است.

    وجه وصفی حال rehabilitate چی میشه؟

    وجه وصفی حال rehabilitate در زبان انگلیسی rehabilitating است.

    سوم‌شخص مفرد rehabilitate چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد rehabilitate در زبان انگلیسی rehabilitates است.

    ارجاع به لغت rehabilitate

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «rehabilitate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/rehabilitate

    لغات نزدیک rehabilitate

    • - rehab
    • - rehabilitant
    • - rehabilitate
    • - rehabilitation
    • - rehash
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    possessed provide for your family puddle quite a bit quite a few rapport rather than real-life ranch concert complexion credibility cottage cheese disappear sinusoidal اهتزاز فاحش وقار موقر مزایده تکثیر منزه عایدی مغبون غنیمت چلاق چلغوز قاچ قرائت قرعه
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.