پزشکی فرد نوتوان، فرد توانیاب، فرد بازپروریشونده، فرد معلول تحت توانبخشی
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی پزشکی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The rehabilitant practiced walking with a therapist every morning.
فرد نوتوان هر صبح با یک درمانگر راه رفتن را تمرین میکرد.
As a rehabilitant, she attended speech therapy sessions twice a week.
او بهعنوان فرد توانیاب، دو بار در هفته در جلسات گفتاردرمانی شرکت میکرد.
Hospital staff monitored the rehabilitant's progress after the surgery.
پرسنل بیمارستان پیشرفت فرد بازپروریشونده را پساز عمل جراحی زیرنظر داشتند.
The rehabilitant learned to use a wheelchair independently.
فرد معلول تحت توانبخشی یاد گرفت که بهطور مستقل از ویلچر استفاده کند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «rehabilitant» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/rehabilitant