آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Improve

      ɪmˈpruːv ɪmˈpruːv

      گذشته‌ی ساده:

      improved

      شکل سوم:

      improved

      سوم‌شخص مفرد:

      improves

      وجه وصفی حال:

      improving

      معنی improve | جمله با improve

      verb - transitive A2

      بهبودی دادن، بهتر کردن، اصلاح کردن، بهبودی یافتن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      The weather has improved.

      هوا بهتر شده است.

      in order to improve the workers' lives

      با هدف بهتر کردن (شرایط) زندگی کارگران

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Their meeting improved the chances for peace.

      ملاقات آن‌ها احتمال صلح را بیشتر کرد.

      to improve one's health by exercise

      از راه ورزش بر تندرستی خود افزودن

      improved farmland

      زمین کشاورزی آباد

      verb - intransitive

      پیشرفت کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام
      verb - intransitive

      اصلاحات کردن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد improve

      1. verb make or become better
        Synonyms:
        better advance increase develop amend correct mend help promote enhance polish refine elevate boost rectify reform revise upgrade augment cultivate sharpen straighten out ameliorate recover recuperate rally rise look up pick up progress turn the corner shape up gain ground meliorate update revamp touch up emend purify lift take off come around doctor up edit make strides civilize skyrocket set right
        Antonyms:
        worsen decrease weaken damage harm hurt injure decline diminish

      Phrasal verbs

      improve on (or upon)

      (با انجام تعمیر یا تغییر و غیره) بهتر (از سابق) کردن

      لغات هم‌خانواده improve

      noun
      improvement
      adjective
      improved
      verb - transitive
      improve

      سوال‌های رایج improve

      گذشته‌ی ساده improve چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده improve در زبان انگلیسی improved است.

      شکل سوم improve چی میشه؟

      شکل سوم improve در زبان انگلیسی improved است.

      وجه وصفی حال improve چی میشه؟

      وجه وصفی حال improve در زبان انگلیسی improving است.

      سوم‌شخص مفرد improve چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد improve در زبان انگلیسی improves است.

      ارجاع به لغت improve

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «improve» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/improve

      لغات نزدیک improve

      • - improvability
      • - improvable
      • - improve
      • - improve on (or upon)
      • - improved
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.