آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۷ شهریور ۱۴۰۴

      Update

      ʌpˈdeɪt ʌpˈdeɪt ʌpˈdeɪt ʌpˈdeɪt

      گذشته‌ی ساده:

      updated

      شکل سوم:

      updated

      سوم‌شخص مفرد:

      updates

      وجه وصفی حال:

      updating

      شکل جمع:

      updates

      معنی update | جمله با update

      noun verb - transitive B2

      به‌روز‌رسانی کردن، روزآمد کردن، به‌هنگام‌‌رسانی کردن، به‌روز کردن

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      Please update the software to the latest version.

      لطفا نرم‌افزار را به آخرین نسخه به‌روزرسانی کنید.

      Fast Dictionary's database is constantly updated to meet the changing demands of language.

      بانک اطلاعاتی فست‌دیکشنری به‌طور مداوم به‌روز می‌شود تا پاسخگوی نیازهای درحال تغییر زبان باشد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She will update the report after the meeting.

      او بعداز جلسه‌ی امروز گزارش را به‌روزرسانی خواهد کرد.

      verb - transitive B1

      (آخرین تغییرات و اطلاعات) در جریان گذاشتن، در جریان قرار دادن، اطلاع‌رسانی کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      Please update me on the project's progress.

      لطفاً من را در جریان پیشرفت پروژه قرار دهید.

      He forgot to update his team on the new policies.

      او فراموش کرد که اعضای تیمش را جریان سیاست‌های جدید بگذارد.

      noun countable B1

      (آخرین اطلاعات، اخبار و تغییرات) به‌روزرسانی، آپدیت

      The manager is doing an update on the project timeline.

      مدیر درحال به‌روزرسانی جدول زمانی پروژه است.

      The team shared an update on the new software features.

      اعضای تیم آخرین اطلاعات را در مورد ویژگی‌های جدید نرم‌افزار به اشتراک گذاشتند.

      noun countable B2

      نسخه‌ی به‌روزشده، نسخه‌ی نوسازی‌شده، نسخه‌ی به‌روزرسانی‌شده

      She sent me an update of the meeting schedule yesterday.

      او دیروز نسخه‌ی به‌روزرسانی‌شده‌ی برنامه‌ی جلسه را برای من ارسال کرد.

      She was excited to see an update of an old movie that she loved as a child.

      او از دیدن نسخه‌ی نوسازی‌شده‌ی فیلم قدیمی دوران کودکی‌اش هیجان‌زده بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد update

      1. verb to make something more modern or suitable for use now by adding new information or changing its design
        Synonyms:
        modernize renovate restore renew revise amend refresh refurbish rejuvenate
        Antonyms:
        make old antique

      سوال‌های رایج update

      معنی update به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «Update» در زبان فارسی به «به‌روزرسانی»، «تازه‌سازی» یا «نوکردن» ترجمه می‌شود.

      واژه‌ی «update» به معنای اعمال تغییرات یا اصلاحاتی است که باعث به‌روز شدن، جدید شدن یا بهتر شدن چیزی می‌شود. این تغییرات معمولاً به‌منظور هماهنگ‌کردن اطلاعات، سیستم‌ها، نرم‌افزارها یا داده‌ها با آخرین وضعیت یا پیشرفت‌ها انجام می‌گیرد. به عبارت دیگر، «update» فرآیندی است که طی آن یک نسخه قدیمی‌تر با اطلاعات یا ویژگی‌های جدید جایگزین می‌شود تا کارایی، امنیت یا دقت آن افزایش یابد.

      در دنیای فناوری اطلاعات، «update» کاربرد بسیار گسترده‌ای دارد. نرم‌افزارها، سیستم‌عامل‌ها، برنامه‌های موبایل، و حتی دستگاه‌های سخت‌افزاری نیازمند به‌روزرسانی منظم هستند تا عملکرد بهتر، رفع اشکالات، و افزایش امنیت فراهم شود. این به‌روزرسانی‌ها می‌توانند شامل اضافه‌شدن قابلیت‌های جدید، اصلاحات امنیتی، بهبود رابط کاربری، یا بهینه‌سازی عملکرد باشند. برای مثال، وقتی گوشی هوشمند خود را به آخرین نسخه سیستم‌عامل ارتقا می‌دهید، در واقع در حال «update» کردن آن هستید.

      در زمینه‌های دیگر، «update» به معنای ارائه‌ی جدیدترین اطلاعات یا گزارش‌ها نیز به‌کار می‌رود. مثلاً در اخبار یا گزارش‌های رسمی، ارائه‌ی «update» به معنای به‌روزرسانی وضعیت یک رویداد، پروژه یا شرایط خاص است. در محیط‌های کاری و پروژه‌ها، «update meeting» یا جلسه به‌روزرسانی فرصتی است تا اعضای تیم درباره پیشرفت‌ها، مشکلات و تغییرات اخیر صحبت کنند و همه در جریان آخرین وضعیت قرار بگیرند.

      از نظر زبانی، «update» هم به صورت فعل (to update) و هم به عنوان اسم (an update) به کار می‌رود. به عنوان فعل، به معنی انجام فرآیند به‌روزرسانی است، و به عنوان اسم، به اطلاعات جدید یا نسخه‌ی به‌روزشده اشاره دارد. این دو کاربرد باعث شده که «update» جزو واژه‌های چندکاره و پرکاربرد در زبان انگلیسی و فارسی باشد.

      فراتر از فناوری و اطلاعات، مفهوم «update» در زندگی روزمره نیز جایگاه دارد؛ به‌عنوان مثال، به‌روزرسانی برنامه‌های کاری، مهارت‌های حرفه‌ای یا حتی اطلاعات شخصی می‌تواند به معنای رشد، پیشرفت و تطابق با شرایط جدید باشد. این واژه بیانگر حرکتی رو به جلو و تجدید نظر در وضعیت موجود است که باعث بهبود مستمر می‌شود.

      گذشته‌ی ساده update چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده update در زبان انگلیسی updated است.

      شکل سوم update چی میشه؟

      شکل سوم update در زبان انگلیسی updated است.

      شکل جمع update چی میشه؟

      شکل جمع update در زبان انگلیسی updates است.

      وجه وصفی حال update چی میشه؟

      وجه وصفی حال update در زبان انگلیسی updating است.

      سوم‌شخص مفرد update چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد update در زبان انگلیسی updates است.

      ارجاع به لغت update

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «update» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/update

      لغات نزدیک update

      • - upcountry
      • - upcycling
      • - update
      • - update regularly
      • - updated
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      gore rotatory pretzel mammatus pie chart wheedle hematocrit stoichiometry frump seafaring in demand concur jaggery used to diametrically چرب اثنی‌عشر انگلستان روماتیسم مفصلی بدهکار کوله‌پشتی مسیر مشمئز کننده مطالبه معادل معلومات معمار ملتمسانه منافع منان
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.