آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۹ خرداد ۱۴۰۳

      Damage

      ˈdæmɪdʒ ˈdæmɪdʒ

      گذشته‌ی ساده:

      damaged

      شکل سوم:

      damaged

      سوم‌شخص مفرد:

      damages

      وجه وصفی حال:

      damaging

      شکل جمع:

      damages

      معنی damage | جمله با damage

      verb - transitive B1

      آسیب زدن، صدمه زدن، آسیب رساندن، خسارت رساندن، خسارت وارد کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده
      مترجم متن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و...
      امتحان کن

      A frost damaged the crops.

      سرما به محصولات صدمه زد.

      Be careful not to damage the vase.

      مراقب باشید به گلدان آسیب نزنید.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The storm has damaged the roof of our house.

      طوفان به سقف خانه‌ی ما خسارت وارد کرده است.

      noun uncountable B1

      آسیب، خسارت، زیان

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بازنویسی‬ با هوش مصنوعی

      The car accident resulted in minor damage to the front bumper.

      این تصادف منجر به آسیب جزئی به سپر جلو شد.

      The fire caused irreparable damage to the historic building.

      آتش‌سوزی خسارت جبران‌ناپذیری به این بنای تاریخی وارد کرد.

      noun plural

      غرامت

      The damages awarded to the plaintiff were substantial.

      غرامت داده‌شده به شاکی قابل توجه بود.

      The court ordered payment for damages.

      دادگاه حکم به پرداخت غرامت داد.

      noun informal

      خرج، هزینه

      "What's the damage?" I asked.

      پرسیدم: «خرج چقدر شد؟»

      What's the damage for this luxurious dinner we had last night?

      هزینه‌ی شام مجللی که دیشب خوردیم چقدر شد؟

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد damage

      1. noun injury, loss
        Synonyms:
        harm injury hurt loss accident blow suffering detriment mischief evil hardship impairment casualty reverse destruction ruin wound adversity affliction bane mishap waste disservice disturbance ravage wreckage spoilage deterioration pollution corruption devastation wrecking breakage bruise stroke illness marring blemish outrage infliction debasement adulteration mutilation depreciation deprivation catastrophe knockout cave-in ruining contamination
        Antonyms:
        benefit advantage improvement favor blessing boon
      1. verb cause injury, loss
        Synonyms:
        hurt injure harm impair spoil weaken wound mar corrupt ruin contaminate pollute abuse mangle batter maim cripple scratch crack taint tarnish burn scathe scratch smash wreck tear stab rot fade discolor stain infect blemish defile disfigure vitiate undermine corrode mutilate lacerate dirty dismantle bleach gnaw scorch split tamper with wear away maltreat blight incapacitate disintegrate rust bang up wreak havoc on wrong
        Antonyms:
        improve repair fix benefit enhance favor mend bless perfect

      Collocations

      cause damage

      صدمه زدن، خسارت رساندن

      Idioms

      the damage is done

      حالا دیگر دیر شده است (چون خسارت وارد آمده)

      what's the damage?

      (عامیانه) چقدر باید (خسارت) بپردازم؟

      لغات هم‌خانواده damage

      noun
      damage, damages
      adjective
      damaging
      verb - transitive
      damage

      سوال‌های رایج damage

      گذشته‌ی ساده damage چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده damage در زبان انگلیسی damaged است.

      شکل سوم damage چی میشه؟

      شکل سوم damage در زبان انگلیسی damaged است.

      شکل جمع damage چی میشه؟

      شکل جمع damage در زبان انگلیسی damages است.

      وجه وصفی حال damage چی میشه؟

      وجه وصفی حال damage در زبان انگلیسی damaging است.

      سوم‌شخص مفرد damage چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد damage در زبان انگلیسی damages است.

      ارجاع به لغت damage

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «damage» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/damage

      لغات نزدیک damage

      • - daltonism
      • - dam
      • - damage
      • - damaged
      • - damaged sofa
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      super ser self re psycho psych platy pale oleo cross demi- dextro- down e electrotype بالا رفتن تیزرو مته‌به‌خشخاش‌گذاری بدون وصیت‌نامه ساخته‌ی ذهن مخمس مرابطه مردری مهرگیاه کپک‌زده وبا مسام راه هوایی پرستار غبطه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.