آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۳ شهریور ۱۴۰۴

    Driving

    ˈdraɪvɪŋ ˈdraɪvɪŋ

    معنی driving | جمله با driving

    noun uncountable

    رانندگی

    His driving is very careful and safe.

    رانندگی او بسیار محتاطانه و ایمن است.

    When we travel, my wife usually does most of the driving.

    وقتی سفر می‌کنیم، همسرم معمولاً بیشتر رانندگی را انجام می‌دهد.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    careless driving

    رانندگی با بی‌دقتی

    driving school

    مدرسه‌ی رانندگی

    adjective

    محرک، انگیزه‌بخش، قوی، تأثیرگذار، پیش‌برنده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری

    Economic need can be a driving factor in migration.

    نیاز اقتصادی، می‌تواند عامل محرکی در مهاجرت باشد.

    Passion is often the driving force behind creative work.

    اشتیاق اغلب نیروی محرکه‌ی پشت کار خلاقانه است.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    a driving rain

    باد و باران، باران شدید

    a driving jazz solo

    (موسیقی) تکنوازی پرشور جاز

    adjective

    موسیقی تند، پرانرژی (آهنگی که ریتم آن مردم را وادار به رقص می‌کند)

    The band’s driving percussion energized the entire audience.

    ضرب‌آهنگ پرانرژی گروه، کل مخاطبان را سرحال آورد.

    A driving rhythm can make a song more exciting and dynamic.

    ریتم تند می‌تواند آهنگ را هیجان‌انگیزتر و پویا کند.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد driving

    1. adjective forceful
      Synonyms:
      vigorous active energetic dynamic compelling lively violent sweeping propulsive urging impellent galvanic enterprising
      Antonyms:
      weak unforceful wimpy

    لغات هم‌خانواده driving

    noun
    drive, driver, driving
    adjective
    driving
    verb - transitive
    drive

    ارجاع به لغت driving

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «driving» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/driving

    لغات نزدیک driving

    • - drivetrain
    • - driveway
    • - driving
    • - driving rain
    • - driving snow
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.