امکانات گرامرلی و هوش مصنوعی (AI) برای متون فارسی و انگلیسی

Driving Snow

آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

collocation
برف شدید/کولاک

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

همگام سازی در فست دیکشنری
- The driving snow made travel almost impossible.
- برف شدید (کولاک) سفر را تقریباً غیرممکن کرده بود.
- They were stranded in their car due to the driving snow.
- آنها به دلیل کولاک در ماشین خود گیر افتادند.
پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت driving snow

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «driving snow» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ اسفند ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/driving-snow

لغات نزدیک driving snow

پیشنهاد بهبود معانی