ترجمه و بهبود متون فارسی و انگلیسی با استفاده از هوش مصنوعی (AI)

Compelling

kəmˈpelɪŋ kəmˈpelɪŋ
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    compelled
  • شکل سوم:

    compelled
  • سوم شخص مفرد:

    compels
  • صفت تفضیلی:

    more compelling
  • صفت عالی:

    most compelling

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

  • adjective C1
    قانع‌کننده، قاطع، دندان‌شکن (دلیل و جواب و غیره)
    • - compelling reasons
    • - دلایل قانع‌کننده
    • - The scientist provided compelling evidence proving her groundbreaking theory beyond any doubt.
    • - این دانشمند شواهد قاطعی ارائه کرد که تئوری پیشگامانه‌اش را بدون تردید اثبات می‌کرد.
  • adjective
    گیرا، بسیار جالب (داستان و فیلم و غیره)
    • - a compelling story
    • - داستانی گیرا
    • - This book is so compelling that I couldn't put it down until I finished reading it.
    • - این کتاب به‌قدری جالب است که تا پایان خواندنش نتوانستم آن را کنار بگذارم.
  • adjective
    ناگزیر، الزام‌آور، گریزناپذیر (شرایط و وضعیت و غیره)، پرهیبت، باصلابت، پرجذبه (شخصیت)
    • - compelling circumstances
    • - شرایط الزام‌آور
    • - He possesses a compelling personality that draws people in effortlessly.
    • - او شخصیتی پرجذبه دارد که مردم را بدون زحمت به سمت خود می‌کشاند.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد compelling

  1. verb Force somebody to do something
    Synonyms: forcing, constraining, obliging, coercing, obligating, making, pressuring, urging, thrusting, telling, squeezing, requiring, pressing, persuading, overpowering, necessitating, moving, influencing, imposing, extorting, exacting, enforcing, enjoining, driving, dragooning, disciplining, commandeering, commanding, causing, binding
    Antonyms: impeding, obstructing, deterring, delaying, stopping, checking, blocking, hindering
  2. adjective
    Synonyms: coercive, compulsory, fascinating, forcible, inducive, imperative, irresistible, obsessional

ارجاع به لغت compelling

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «compelling» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ مرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/compelling

لغات نزدیک compelling

پیشنهاد بهبود معانی