آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟ تفاوت science و knowledge چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱ مهر ۱۴۰۵

      Compelling

      kəmˈpelɪŋ kəmˈpelɪŋ

      گذشته‌ی ساده:

      compelled

      شکل سوم:

      compelled

      سوم‌شخص مفرد:

      compels

      صفت تفضیلی:

      more compelling

      صفت عالی:

      most compelling

      معنی compelling | جمله با compelling

      adjective B2

      قانع‌کننده، قاطع، متقاعدکننده، دندان‌شکن (دلیل، جواب و غیره)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده
      توسعه با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن کوتاهت رو کامل‌تر کن
      امتحان کن

      The scientist provided compelling evidence proving her groundbreaking theory beyond any doubt.

      این دانشمند شواهد قاطعی ارائه کرد که تئوری پیشگامانه‌اش را بدون تردید اثبات می‌کرد.

      While the initial findings appear promising, further investigation is required to establish a truly compelling case for the new therapeutic approach.

      درحالی‌که یافته‌های اولیه امیدوارکننده به نظر می‌رسند، اما تحقیقات بیشتر برای ایجاد یک مورد واقعاً متقاعدکننده برای رویکرد درمانی جدید ضروری است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      compelling reasons

      دلایل قانع‌کننده

      adjective C1

      گیرا، بسیار جالب، جذاب (داستان، فیلم و غیره)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی

      This book is so compelling that I couldn't put it down until I finished reading it.

      این کتاب به‌قدری جالب است که تا پایان خواندنش نتوانستم آن را کنار بگذارم.

      While the author's narrative style is undeniably compelling, further research is required to substantiate the anecdotal evidence presented.

      درحالی‌که سبک روایت نویسنده بدون شک جذاب است، اما تحقیقات بیشتری برای اثبات شواهد حکایتی ارائه‌شده مورد نیاز است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The movie had a truly compelling storyline that kept me on the edge of my seat.

      فیلم یک داستان واقعاً گیرا داشت که مرا سر جایم میخکوب کرده بود.

      a compelling story

      داستانی گیرا

      adjective C1

      ناگزیر، الزام‌آور، گریزناپذیر، اجتناب‌ناپذیر، غیرقابل انکار (شرایط، وضعیت و غیره)

      The need for immediate action became truly compelling as the crisis worsened.

      نیاز به اقدام فوری با بدتر شدن بحران واقعاً الزام‌آور شد.

      The escalating environmental degradation presents a compelling argument for the immediate implementation of sustainable policies globally.

      تخریب فزاینده‌ی محیط‌زیست، استدلالی ناگزیر برای اجرای فوری سیاست‌های پایدار در سطح جهانی ارائه می‌دهد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      compelling circumstances

      شرایط الزام‌آور

      adjective

      باابهت، باهیبت، باصلابت، باجذبه، پرجذبه (شخصیت)

      He possesses a compelling personality that draws people in effortlessly.

      او شخصیتی پرجذبه دارد که مردم را بدون زحمت به‌سمت خود می‌کشاند.

      Despite the challenges, the leader's compelling vision inspired unwavering commitment from the team members.

      باوجود چالش‌ها، بینش باصلابت رهبر، تعهد بی‌دریغی را در اعضای تیم ایجاد کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Her compelling presence instantly commanded respect from everyone in the room.

      حضور باابهت او فوراً احترام همه را در اتاق برانگیخت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد compelling

      1. verb force somebody to do something
        Synonyms:
        forcing making requiring commanding driving causing pressing pressuring obliging obligating coercing influencing persuading constraining necessitating moving telling urging binding enforcing imposing thrusting disciplining enjoining extorting exacting overpowering squeezing dragooning commandeering
        Antonyms:
        stopping delaying hindering impeding blocking deterring obstructing
      1. adjective
        Synonyms:
        compulsory imperative irresistible forcible coercive fascinating obsessional inducive

      سوال‌های رایج compelling

      گذشته‌ی ساده compelling چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده compelling در زبان انگلیسی compelled است.

      شکل سوم compelling چی میشه؟

      شکل سوم compelling در زبان انگلیسی compelled است.

      سوم‌شخص مفرد compelling چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد compelling در زبان انگلیسی compels است.

      صفت تفضیلی compelling چی میشه؟

      صفت تفضیلی compelling در زبان انگلیسی more compelling است.

      صفت عالی compelling چی میشه؟

      صفت عالی compelling در زبان انگلیسی most compelling است.

      ارجاع به لغت compelling

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «compelling» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/compelling

      لغات نزدیک compelling

      • - compellation
      • - compelled
      • - compelling
      • - compelling reason
      • - compend
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      تفاوت science و knowledge چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      apo be bin cath pachuco chrono- cis co-op retina plan hydroxy icosi- il imino infra سماط سوهان خوش‌سازمان داروی هوش‌بری در چنگال درم‌سرا دره‌گذر دسی‌لیتر دل‌شادی دی‌اکسید دیدافزار رطوبت‌سنج رقص‌آرایی رنگ‌رفتگی رویداد ساختگی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.