آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۹ اسفند ۱۴۰۲

      Compelling

      kəmˈpelɪŋ kəmˈpelɪŋ

      گذشته‌ی ساده:

      compelled

      شکل سوم:

      compelled

      سوم‌شخص مفرد:

      compels

      صفت تفضیلی:

      more compelling

      صفت عالی:

      most compelling

      معنی compelling | جمله با compelling

      adjective C1

      قانع‌کننده، قاطع، دندان‌شکن (دلیل و جواب و غیره)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده

      compelling reasons

      دلایل قانع‌کننده

      The scientist provided compelling evidence proving her groundbreaking theory beyond any doubt.

      این دانشمند شواهد قاطعی ارائه کرد که تئوری پیشگامانه‌اش را بدون تردید اثبات می‌کرد.

      adjective

      گیرا، بسیار جالب (داستان و فیلم و غیره)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      a compelling story

      داستانی گیرا

      This book is so compelling that I couldn't put it down until I finished reading it.

      این کتاب به‌قدری جالب است که تا پایان خواندنش نتوانستم آن را کنار بگذارم.

      adjective

      ناگزیر، الزام‌آور، گریزناپذیر (شرایط و وضعیت و غیره)، پرهیبت، باصلابت، پرجذبه (شخصیت)

      compelling circumstances

      شرایط الزام‌آور

      He possesses a compelling personality that draws people in effortlessly.

      او شخصیتی پرجذبه دارد که مردم را بدون زحمت به سمت خود می‌کشاند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد compelling

      1. verb force somebody to do something
        Synonyms:
        forcing making requiring commanding driving causing pressing pressuring obliging obligating coercing influencing persuading constraining necessitating moving telling urging binding enforcing imposing thrusting disciplining enjoining extorting exacting overpowering squeezing dragooning commandeering
        Antonyms:
        stopping delaying hindering impeding blocking deterring obstructing
      1. adjective
        Synonyms:
        compulsory imperative irresistible forcible coercive fascinating obsessional inducive

      سوال‌های رایج compelling

      گذشته‌ی ساده compelling چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده compelling در زبان انگلیسی compelled است.

      شکل سوم compelling چی میشه؟

      شکل سوم compelling در زبان انگلیسی compelled است.

      سوم‌شخص مفرد compelling چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد compelling در زبان انگلیسی compels است.

      صفت تفضیلی compelling چی میشه؟

      صفت تفضیلی compelling در زبان انگلیسی more compelling است.

      صفت عالی compelling چی میشه؟

      صفت عالی compelling در زبان انگلیسی most compelling است.

      ارجاع به لغت compelling

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «compelling» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/compelling

      لغات نزدیک compelling

      • - compellation
      • - compelled
      • - compelling
      • - compelling reason
      • - compend
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      live up lmk long-range lots lounger lovey lubricant lucre IYKYK everybody exactly excellence excellent excitatory existing پیش‌بند پیوستن تکرار عالما عامدا عشره جک موتورسیکلت حرمت حیرت‌زده حقه زدن خدایا خصیصه کاخ دانمارکی دانه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.