آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۱ دی ۱۴۰۱

    Overpowering

    ˌoʊvɚˈpaʊɚɪŋ ˌəʊvəˈpaʊərɪŋ

    معنی overpowering | جمله با overpowering

    adjective

    (به‌طوری که غلبه بر آن یا کنترل کردن آن دشوار یا غیرممکن باشد) بسیار قوی، فوق‌العاده قوی، شدید

    overpowering anger

    خشم شدید

    overpowering cold

    سرمای شدید

    adjective

    (بو/صدا/گرما و غیره به‌گونه‌ای که تحمل کردن آن سخت یا غیرممکن باشد) بسیار تند، بسیار شدید

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

    an overpowering smell of rotten flesh

    بوی بسیار تند گوشت گندیده

    The noise was overpowering.

    سروصدا بسیار شدید بود.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    the overpowering heat of the flames

    گرمای بسیار زیاد شعله‌های آتش

    adjective

    قدرتمند، درهم‌شکننده، محکم، راسخ، غالب، نیرومند

    My friend was large and somewhat overpowering.

    دوستم درشت‌اندام و تا حدی قدرتمند بود.

    an overpowering father

    پدری قدرتمند

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد overpowering

    1. adjective awesomely or forbiddingly intense
      Synonyms:
      overwhelming uncontrollable irresistible staggering towering
    1. verb overcome, as with emotions or perceptual stimuli
      Synonyms:
      overwhelming engulfing crushing mastering overcoming subjugating overtaking whelming prostrating
    1. verb beat; get the upper hand
      Synonyms:
      beating defeating overcoming mastering crushing subduing conquering trouncing thrashing smashing overwhelming routing vanquishing clobbering walloping drubbing annihilating subjugating steamrollering overthrowing massacring dazzling stunning creaming deluging
      Antonyms:
      surrendering yielding

    لغات هم‌خانواده overpowering

    noun
    power, superpower, powerlessness, empowerment
    adjective
    powerful, overpowering, power, powered
    verb - transitive
    power, empower, overpower
    adverb
    powerfully, overpoweringly

    ارجاع به لغت overpowering

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «overpowering» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/overpowering

    لغات نزدیک overpowering

    • - overpopulation
    • - overpower
    • - overpowering
    • - overpoweringly
    • - overpraise
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.