آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۸ آذر ۱۴۰۳

      Driver

      ˈdraɪvər ˈdraɪvə

      شکل جمع:

      drivers

      معنی driver | جمله با driver

      noun countable A1

      راننده، شوفر

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      The taxi driver took me to the airport.

      راننده‌ی تاکسی مرا به فرودگاه برد.

      a bus driver

      شوفر اتوبوس

      noun countable

      کامپیوتر درایور، گرداننده، راه‌انداز (نرم‌افزاری که دستورات سیستم‌عامل را برای سخت‌افزارها می‌کند)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کامپیوتر

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      I downloaded the latest driver for my graphics card to improve the performance of my computer.

      آخرین درایور را برای کارت گرافیکم دانلود کردم تا عملکرد کامپیوترم را بهبود دهم.

      Make sure you have the latest driver updates for your computer hardware.

      مطمئن شوید که آخرین به‌روزرسانی درایور را برای سخت‌افزار رایانه‌ی خود دارید.

      noun countable

      ورزش چوب گلف (با سر چوبی)

      driver, چوب گلف (با سر چوبی)
      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ورزش

      مشاهده

      He practiced with his driver for hours before the tournament.

      او قبل‌از شروع مسابقات ساعت‌ها با چوب گلفش تمرین کرد.

      The driver has a large head, making it perfect for long-distance shots.

      چوب گلف سر بزرگی دارد که آن را برای پرتاب‌های از راه دور عالی می‌کند.

      noun countable

      محرک، پیش‌ران

      Innovation is often the key driver of progress in technology.

      نوآوری اغلب محرک کلیدی پیشرفت در فناوری است.

      A strong leader can be a powerful driver of change within an organization.

      یک رهبر قوی می‌تواند محرک قدرتمندی برای تغییر در یک سازمان باشد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد driver

      1. noun person who engineers vehicle
        Synonyms:
        motorist chauffeur operator autoist automobilist handler trainer cabbie hack whip jockey leadfoot road hog coach person
        Antonyms:
        passenger

      Collocations

      the driver's seat

      صندلی راننده

      Idioms

      the driver's seat

      صندلی راننده، (مجازی) موقعیت ممتاز، مقام پرقدرت

      لغات هم‌خانواده driver

      noun
      drive, driver, driving
      adjective
      driving
      verb - transitive
      drive

      سوال‌های رایج driver

      معنی driver به فارسی چی میشه؟

      کلمه "driver" در زبان انگلیسی دارای معانی و کاربردهای مختلفی است که بسته به زمینه و موقعیت، می‌تواند معانی متفاوتی داشته باشد. در ادامه به بررسی این کلمه و معانی مختلف آن به همراه توضیحات و نکات جالب خواهیم پرداخت.

      راننده (Driver)

      یکی از رایج‌ترین معانی کلمه "driver"، به معنای راننده است. رانندگان افرادی هستند که وسایل نقلیه مانند خودرو، اتوبوس، کامیون و... را هدایت می‌کنند. این شغل نیازمند مهارت‌های خاصی است از جمله توانایی کنترل وسیله نقلیه، توجه به قوانین راهنمایی و رانندگی و همچنین برخورد مناسب با شرایط جوی و جاده‌ای.

      نکته جالب: در برخی کشورها، رانندگان حرفه‌ای باید گواهینامه‌های خاصی داشته باشند و دوره‌های آموزشی را طی کنند تا بتوانند به عنوان راننده مشغول به کار شوند.

      درایور نرم‌افزاری (Software Driver)

      در دنیای فناوری اطلاعات، "driver" به معنای درایور نرم‌افزاری است. این نرم‌افزارها به سیستم‌عامل اجازه می‌دهند تا با سخت‌افزارهای مختلف مانند چاپگرها، کارت‌های گرافیک و دیگر دستگاه‌ها ارتباط برقرار کند. در واقع درایورها واسطه‌ای بین سخت‌افزار و نرم‌افزار هستند.

      نکته جالب: عدم وجود درایور مناسب می‌تواند منجر به عدم عملکرد صحیح سخت‌افزار شود. به همین دلیل به‌روزرسانی درایورها به منظور بهینه‌سازی عملکرد دستگاه‌ها بسیار مهم است.

      درایور در ورزش (Driver)

      در ورزش گلف، "driver" به نوع خاصی از کلوب گلف اشاره دارد که برای ضربه زدن به توپ در فاصله‌های طولانی و آغاز بازی از تِی استفاده می‌شود. این نوع کلوب معمولاً دارای سر بزرگتری است که کمک می‌کند تا توپ با دقت بیشتری ضربه بخورد.

      نکته جالب: انتخاب یک درایور مناسب می‌تواند تأثیر زیادی بر عملکرد یک گلف‌باز داشته باشد، زیرا قدرت و دقت ضربه‌ها را افزایش می‌دهد.

      درایور در علوم کامپیوتر

      در علوم کامپیوتر، "driver" می‌تواند به برنامه‌ای اشاره کند که وظیفه کنترل یک دستگاه خاص را دارد. به عنوان مثال، درایورهای USB به سیستم‌عامل اجازه می‌دهند تا به دستگاه‌های متصل به پورت USB دسترسی پیدا کند.

      درایور در موسیقی

      در موسیقی، "driver" به عنوان یک اصطلاح برای توصیف یک قطعه یا آهنگ که به طور خاص برای حرکت و انرژی بخشیدن به یک رویداد یا اجرا طراحی شده است، استفاده می‌شود.

      شکل جمع driver چی میشه؟

      شکل جمع driver در زبان انگلیسی drivers است.

      ارجاع به لغت driver

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «driver» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/driver

      لغات نزدیک driver

      • - drivel
      • - driven
      • - driver
      • - driver ant
      • - driver unit
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      gore rotatory pretzel mammatus pie chart wheedle hematocrit stoichiometry frump seafaring in demand concur jaggery used to diametrically چرب اثنی‌عشر انگلستان روماتیسم مفصلی بدهکار کوله‌پشتی مسیر مشمئز کننده مطالبه معادل معلومات معمار ملتمسانه منافع منان
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.