با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک حرفه‌ای به قید قرعه شوید. 🎉
افزایش قیمت بسته و اشتراک حرفه‌ای (تا ۱ فروردین ۱۴۰۳ با ۴۰٪ تخفیف خرید کنید)

Drivel

ˈdrɪvl ˈdrɪvl
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    drivelled
  • شکل سوم:

    drivelled
  • سوم شخص مفرد:

    drivels
  • وجه وصفی حال:

    drivelling
  • شکل جمع:

    drivels
  • noun verb - intransitive adverb
    گلیز، آب دهان جاری ساختن، از دهن یا بینی جاری شدن، دری‌وری سخن گفتن
    • - The panting dog driveled on my hand.
    • - سگ له‌له‌زنان بزاق خود را روی دستم ریخت.
    • - The drunken man driveled on about his children.
    • - مرد مست درباره‌ی فرزندان خود حرف‌های نامفهومی زد.
    • - I have no time to listen to his drivels about the meaning of life.
    • - وقت ندارم به یاوه‌سرایی‌های او درباره‌ی معنی زندگی گوش بدهم.
پیشنهاد و بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد drivel

  1. noun foolish talk
    Synonyms: babble, balderdash, blather, bunk, double-talk, gibberish, gobbledygook, Greek, hogwash, hooey, jabber, nonsense, poppycock, prating, rot, rubbish, tripe, twaddle
    Antonyms: sense
  2. verb talk foolishly
    Synonyms: babble, blabber, blather, blethe, gab, gabble, prate, prattle, ramble, twaddle, waffle
  3. verb drool
    Synonyms: dribble, salivate, slaver, slobber

ارجاع به لغت drivel

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «drivel» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۲، از https://fastdic.com/word/drivel

لغات نزدیک drivel

پیشنهاد و بهبود معانی