آیکن بنر

٪۵۰ تخفیف اشتراک هوش مصنوعی تا ۵ مهر

٪۵۰ تخفیف اشتراک هوش مصنوعی تا ۵ مهر

خرید با تخفیف
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۵ مهر ۱۴۰۳

      Rubbish

      ˈrʌbɪʃ ˈrʌbɪʃ

      گذشته‌ی ساده:

      rubbished

      شکل سوم:

      rubbished

      سوم‌شخص مفرد:

      rubbishes

      وجه وصفی حال:

      rubbishing

      توضیحات:

      در انگلیسی آمریکایی معنای اول می‌توان در از garbage و trash به‌جای rubbish استفاده کرد.

      معنی rubbish | جمله با rubbish

      noun uncountable B1

      انگلیسی بریتانیایی آشغال، زباله، پسماند

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده
      توسعه با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن کوتاهت رو کامل‌تر کن
      امتحان کن

      Some people just dump their rubbish in the river.

      بعضی افراد زباله‌ی خود را در رودخانه می‌ریزند.

      She threw the rubbish into the bin.

      او آشغال‌ها را داخل سطل انداخت.

      noun uncountable informal B2

      انگلیسی بریتانیایی (چیزی) پست، بی‌ارزش، پوچ، چرند، مزخرف، جفنگ، خزعبل، به‌دردنخور

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بازنویسی‬ با هوش مصنوعی

      His claims are all rubbish.

      ادعاهای او همه پوچ هستند.

      She dismissed his excuses as mere rubbish.

      بهانه‌های او را صرفاً چرند دانست.

      verb - transitive informal

      انگلیسی بریتانیایی انتقاد کردن، نکوهش کردن، عیب‌جویی کردن

      The critic didn't hesitate to rubbish the artist's latest work.

      این منتقد مردد نبود که آخرین اثر این هنرمند را انتقاد کند.

      She felt hurt when her friends rubbished her favorite book.

      وقتی دوستانش کتاب مورد علاقه‌اش را انتقاد کردند، احساس ناراحتی کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد rubbish

      1. noun garbage
        Synonyms:
        trash waste litter junk refuse scrap rubble debris sweepings lumber dross offal rummage dregs
        Antonyms:
        property possessions
      1. noun nonsense
        Synonyms:
        stuff and nonsense rot hogwash drivel gibberish poppycock balderdash tommyrot bunkum hooey bilge
        Antonyms:
        truth sense

      Idioms

      talk rubbish

      چرت‌وپرت گفتن، چرند گفتن

      سوال‌های رایج rubbish

      گذشته‌ی ساده rubbish چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده rubbish در زبان انگلیسی rubbished است.

      شکل سوم rubbish چی میشه؟

      شکل سوم rubbish در زبان انگلیسی rubbished است.

      وجه وصفی حال rubbish چی میشه؟

      وجه وصفی حال rubbish در زبان انگلیسی rubbishing است.

      سوم‌شخص مفرد rubbish چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد rubbish در زبان انگلیسی rubbishes است.

      ارجاع به لغت rubbish

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «rubbish» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/rubbish

      لغات نزدیک rubbish

      • - rubbery
      • - rubbing
      • - rubbish
      • - rubbishy
      • - rubble
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت child و kid چیست؟

      تفاوت rob و steal چیست؟

      تفاوت community و society چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      candlenut caprifig cashew catalpa chocolate tree coconut palm coffee tree cola cryptomeria date palm dragon tree ebony elemi encina english walnut خوددار خرم رقیب مؤسسه آسیاب بادی پاییز فصل پاییز می بی‌ادعا آغوش طلبیدن طلب کلیدواژه گرز مرصع گروه ورزشی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.