آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۰ اسفند ۱۴۰۲

    Junk

    dʒʌŋk dʒʌŋk

    گذشته‌ی ساده:

    junked

    شکل سوم:

    junked

    سوم‌شخص مفرد:

    junks

    وجه وصفی حال:

    junking

    شکل جمع:

    junks

    معنی junk | جمله با junk

    noun uncountable C1

    خرت‌وپرت، آت‌وآشغال، چرت‌وپرت، اِسقاط، خنزرپنزر، بنجل، آهن‌پاره

    They sold the old ship for junk.

    آن‌ها کشتی قدیمی را به‌عنوان آهن‌پاره به فروش رساندند.

    Our basement was full of junk.

    زیرزمین ما پر از خرت‌وپرت بود.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    This car is such a piece of junk that nobody will buy it.

    این اتومبیل آن‌قدر بنجل است که هیچ‌کس آن را نخواهد خرید.

    I said "real" jewelry, not this junk from Hong Kong!

    گفتم جواهر واقعی، نه این چیز بنجل از هنگ‌کنگ!

    Stop reading all this junk; read good books!

    از خواندن این چرت‌وپرت‌ها دست بردار و کتاب خوب بخوان!

    noun uncountable

    انگلیسی آمریکایی عامیانه موادمخدر (به‌ویژه هرویین)

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

    He lost everything he had due to his addiction to junk.

    او به‌دلیل اعتیادش به موادمخدر همه‌چیزش را از دست داد.

    The city's authorities are cracking down on the distribution of junk within its limits.

    مقامات شهر درحال سرکوب توزیع موادمخدر در محدوده‌ی آنجا هستند.

    noun countable

    جانک (نوعی کشتی بادبانی چینی)

    The junk sailed across the open sea.

    جانک‌ها از دریای آزاد عبور کردند.

    I saw a beautifully crafted wooden junk in the harbor.

    من یک جانک چوبی زیبا را در بندر دیدم.

    noun uncountable

    انگلیسی آمریکایی عامیانه اندام‌های خارجی دستگاه تناسلی مردان (شامل آلت تناسلی، کیسه بیضه و بیضه‌ها)

    The doctor examined his junk and assured him everything was normal.

    دکتر اندام‌های دستگاه تناسلی او را معاینه کرد و به او اطمینان داد که همه‌چیز عادی است.

    In a fit of rage, he grabbed his opponent's shirt and gave him a swift punch in the junk.

    او در حالت عصبانیت، پیراهن حریفش را گرفت و مشتی سریع به دستگاه تناسلی او زد.

    verb - transitive informal

    اسقاط کردن، به دورانداختن

    The army is junking some of its old tanks.

    ارتش درحال اسقاط کردن برخی از تانک‌های کهنه‌اش است.

    Don't junk this radio; it may be fixed.

    این رادیو را دور نینداز! شاید بشود آن را درست کرد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد junk

    1. noun odds and ends; garbage
      Synonyms:
      trash rubbish garbage waste litter debris refuse scrap clutter offal filth rummage miscellany rubble salvage hogwash collateral

    سوال‌های رایج junk

    گذشته‌ی ساده junk چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده junk در زبان انگلیسی junked است.

    شکل سوم junk چی میشه؟

    شکل سوم junk در زبان انگلیسی junked است.

    شکل جمع junk چی میشه؟

    شکل جمع junk در زبان انگلیسی junks است.

    وجه وصفی حال junk چی میشه؟

    وجه وصفی حال junk در زبان انگلیسی junking است.

    سوم‌شخص مفرد junk چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد junk در زبان انگلیسی junks است.

    ارجاع به لغت junk

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «junk» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/junk

    لغات نزدیک junk

    • - juniper
    • - juniper oil
    • - junk
    • - junk bond
    • - junk food
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    possessed provide for your family puddle quite a bit quite a few rapport rather than real-life ranch concert complexion credibility cottage cheese disappear sinusoidal اهتزاز فاحش وقار موقر مزایده تکثیر منزه عایدی مغبون غنیمت چلاق چلغوز قاچ قرائت قرعه
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.