حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
ورور، سخن تندوناشمرده، گپ، گپزنی، پچپچ، ورور کردن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
He jabbered an apology.
او ورورکنان پوزش خواست.
Listening to those women jabbering away gave me a headache.
گوش دادن به ورور آن زنها به من سر درد داد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «jabber» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/jabber