آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ شهریور ۱۴۰۴

      Jaw

      dʒɒː dʒɔː

      گذشته‌ی ساده:

      jawed

      شکل سوم:

      jawed

      سوم‌شخص مفرد:

      jaws

      وجه وصفی حال:

      jawing

      شکل جمع:

      jaws

      معنی jaw | جمله با jaw

      noun verb - intransitive B2

      فک، آرواره، گیره، دم‌گیره، وراجی، تنگنا، هرزه درایی کردن، پرچانگی کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      A snake's jaws open wide.

      آرواره‌های مار خیلی باز می‌شود.

      He sank into the jaws of danger.

      او در کام خطر فرو رفت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He placed the screw between the two jaws of the pliers.

      او پیچ را میان دو زبانه‌ی گازانبر گذاشت.

      Don't listen to his jaw.

      به پرچانگی او گوش نده.

      Hold your jaw and be off!

      دست از سرزنش بردار و برو!

      When they saw their uncle's ghost, their jaws dropped.

      وقتی که روح عمویشان را دیدند دهانشان از شگفتی باز ماند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد jaw

      1. noun bones of chin
        Synonyms:
        bone mouth jowl chops muzzle orifice mandible maxilla
      1. verb talk a lot
        Synonyms:
        chat talk gossip chatter babble yak gab prattle jabber lecture orate prate
        Antonyms:
        be quiet
      1. verb criticize
        Synonyms:
        blame censure scold berate upbraid abuse tongue-lash rate call on the carpet rail revile baste vituperate
        Antonyms:
        praise

      Phrasal verbs

      jaw at (or on) somebody

      درباره‌ی کسی وراجی کردن، پشت سر کسی حرف زدن

      Idioms

      one's jaw drops

      (عامیانه) آدم دچار تعجب می‌شود، انسان بهت‌زده می‌شود.

      سوال‌های رایج jaw

      گذشته‌ی ساده jaw چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده jaw در زبان انگلیسی jawed است.

      شکل سوم jaw چی میشه؟

      شکل سوم jaw در زبان انگلیسی jawed است.

      شکل جمع jaw چی میشه؟

      شکل جمع jaw در زبان انگلیسی jaws است.

      وجه وصفی حال jaw چی میشه؟

      وجه وصفی حال jaw در زبان انگلیسی jawing است.

      سوم‌شخص مفرد jaw چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد jaw در زبان انگلیسی jaws است.

      معنی jaw به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «jaw» در زبان فارسی به «فک» ترجمه می‌شود.

      فک یکی از اجزای اصلی اسکلت صورت انسان و بسیاری از حیوانات است که نقش بسیار مهمی در جویدن، تکلم و شکل‌دهی چهره ایفا می‌کند. ساختار فک شامل استخوان‌ها، مفاصل و عضلاتی است که به حرکت و عملکرد مناسب آن کمک می‌کنند. فک بالا (maxilla) و فک پایین (mandible) با هم تعامل دارند و امکان باز و بسته کردن دهان و حرکت‌های پیچیده برای جویدن و صحبت کردن را فراهم می‌آورند.

      از نظر عملکردی، فک نقش بسیار مهمی در تغذیه دارد. عضلات قوی فک پایین امکان خرد کردن و آسیاب کردن غذا را فراهم می‌کنند و به هضم مؤثر مواد غذایی کمک می‌نمایند. همچنین، حرکت هماهنگ فک با زبان و دندان‌ها به بلع صحیح و انتقال غذا به سیستم گوارش کمک می‌کند. این کارکرد نشان می‌دهد که فک تنها یک ساختار استخوانی ساده نیست، بلکه نقشی کلیدی در زندگی روزمره انسان ایفا می‌کند.

      فک همچنین در تکلم و بیان کلمات اهمیت دارد. حرکت فک در کنار لب‌ها و زبان به ایجاد صداها و بیان دقیق واژه‌ها کمک می‌کند. بدون فک، امکان تولید بسیاری از صداهای گفتاری وجود نداشت و ارتباط کلامی به شدت محدود می‌شد. به همین دلیل، فک یکی از عناصر اصلی در یادگیری زبان و مهارت‌های ارتباطی است.

      از منظر پزشکی و دندان‌پزشکی، فک محل توجه ویژه‌ای است. مشکلاتی مانند ناهنجاری‌های فکی، درد مفصل فکی، شکستگی‌ها یا اختلالات دندان می‌توانند سلامت و عملکرد فک را تحت تأثیر قرار دهند. بنابراین، مراقبت از سلامت فک و مراجعه منظم به دندان‌پزشک برای بررسی و پیشگیری از مشکلات، اهمیت ویژه‌ای دارد.

      «jaw» یا فک، ساختاری پیچیده و حیاتی است که هم در تغذیه، هم در تکلم و هم در شکل‌گیری ظاهر صورت نقش دارد. این عضو نشان‌دهنده‌ی هماهنگی میان استخوان‌ها، عضلات و عملکردهای حیاتی بدن است و اهمیت آن در زندگی روزمره انسان غیرقابل انکار است.

      ارجاع به لغت jaw

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «jaw» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/jaw

      لغات نزدیک jaw

      • - javelle (or javel) water
      • - javelle water
      • - jaw
      • - jaw at (or on) somebody
      • - jaw harp
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      folklore BDSM tower confused industry enclosure judo kismet lan lank lee li lie in lil linguistically آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.