آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۶ اسفند ۱۴۰۳

      Chatter

      ˈtʃæt̬ər ˈtʃætə

      گذشته‌ی ساده:

      chattered

      شکل سوم:

      chattered

      سوم‌شخص مفرد:

      chatters

      وجه وصفی حال:

      chattering

      معنی chatter | جمله با chatter

      verb - intransitive

      وراجی کردن، سخن گفتن، گپ زدن، صحبت کردن (برای مدت طولانی راجع‌به مسائل بی‌اهمیت)

      Those two women were chattering together for hours.

      آن دو پیرزن ساعت‌ها با هم وراجی می‌کردند.

      The children chattered excitedly about their field trip.

      بچه‌ها با هیجان در مورد سفرشان صحبت می‌کردند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      We chattered for hours over coffee, catching up on old times.

      ما ساعت‌ها در کافه گپ زدیم و از حال هم باخبر شدیم.

      verb - intransitive

      صداهای کوتاه و تکرارشونده تولید کردن (حیوانات)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      Squirrels chatter from the branches as you walk by.

      سنجاب‌ها هنگام عبور از کنار شاخه‌ها صدا درمی‌آورند.

      In the jungle, monkeys chatter to communicate with each other.

      در جنگل، میمون‌ها برای برقراری ارتباط با یکدیگر صدا درمی‌آورند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the chattering of sparrows in the tree

      جیک‌جیک گنجشک‌ها در درخت

      verb - intransitive

      برخورد کردن دندان‌ها به هم، لرزیدن دندان‌ها (از ترس یا سرما)

      Her teeth chattered uncontrollably as she waited in the dark alley.

      وقتی که در کوچه‌ی تاریک منتظر بود، دندان‌هایش به‌طور غیرقابل کنترلی به هم می‌خورد.

      Even under the thick blanket, his teeth continued to chatter from the cold.

      حتی زیر پتوی ضخیم، دندان‌هایش از سرما به لرزیدن ادامه می‌داد.

      noun uncountable

      وراجی، صحبت (برای مدت طولانی راجع‌به مسائل بی‌اهمیت)

      I could no longer tolerate his chatter.

      بیش از آن تاب تحمل وراجی او را نداشتم.

      Her incessant chatter made it difficult for Mehran to focus on his work.

      صحبت مداوم او باعث می‌شد که مهران نتواند بر روی کارش تمرکز کند.

      noun uncountable

      صداهای کوتاه و تکرارشونده (حیوانات)

      She loved to listen to the chatter of the dolphins during her visit to the aquarium.

      او دوست داشت در زمان بازدیدش از آکواریوم به صدای دلفین‌ها گوش بدهد.

      The chatter of the frogs was particularly loud after the rain.

      قورقور قورباغه‌ها بعداز باران به‌طرز قابل توجهی بلند بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the chatter of birds

      جیک‌جیک پرندگان

      noun uncountable

      گفت‌وگو، صحبت (در فضای مجازی)

      The online chatter about the new policy has sparked a lot of debate.

      صحبت‌های آنلاین درباره‌ی سیاست جدید باعث ایجاد بحث زیادی شده است.

      Analysts are tracking the chatter to gauge public opinion.

      تحلیلگران درحال ردیابی گفت‌وگوها برای ارزیابی نظر عمومی هستند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد chatter

      1. verb to make or cause to make a succession of short, sharp sounds
        Synonyms:
        brattle clack clatter rattle
      1. noun the high-pitched continuing noise made by animals (birds or monkeys)
        Synonyms:
        chattering clunter
      1. noun constant or rapid talk
        Synonyms:
        chat gossip babble prattle chitchat jabber yakking blather palaver gas twaddle
        Antonyms:
        drawl
      1. verb speak fast and non-stop
        Synonyms:
        chat gossip talk jaw yak gab jabber prattle blab babble natter palaver tattle blather gas clack cackle gabble go on and on twaddle gibber chitchat prate
        Antonyms:
        drawl

      Collocations

      idle chatter

      صحبت بیهوده

      سوال‌های رایج chatter

      گذشته‌ی ساده chatter چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده chatter در زبان انگلیسی chattered است.

      شکل سوم chatter چی میشه؟

      شکل سوم chatter در زبان انگلیسی chattered است.

      وجه وصفی حال chatter چی میشه؟

      وجه وصفی حال chatter در زبان انگلیسی chattering است.

      سوم‌شخص مفرد chatter چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد chatter در زبان انگلیسی chatters است.

      ارجاع به لغت chatter

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «chatter» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/chatter

      لغات نزدیک chatter

      • - chattel mortgage
      • - chattels
      • - chatter
      • - chatter mark
      • - chatterbox
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      folklore BDSM tower confused industry enclosure judo kismet lan lank lee li lie in lil linguistically آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.