آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Ramble

      ˈræmbl ˈræmbl

      گذشته‌ی ساده:

      rambled

      شکل سوم:

      rambled

      سوم‌شخص مفرد:

      rambles

      وجه وصفی حال:

      rambling

      شکل جمع:

      rambles

      معنی ramble | جمله با ramble

      noun verb - intransitive

      ولگردی، سرگردانی، پریشانی، بی‌هدفی، کردن، پرسه زدن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      In the morning, he rambles in the garden and whistles.

      صبح‌ها در باغ ول می‌گردد و سوت می‌زند.

      We rambled through the village and talked about books.

      در دهکده راه رفتیم و درباره‌ی کتاب حرف زدیم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He rambled on.

      حرف‌هایش سروته نداشت.

      His essay rambles a great deal Jumping from point to point.

      مقاله او پر از مطالب‌ نامربوط و از یک موضوع به موضوع دیگر می‌پرد.

      The grapevine rambled all over the fence.

      تاک انگور روی تمام نرده پخش شده بود.

      the rambles of the sailors about the city

      پرسه‌زدن ملوانان در شهر

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد ramble

      1. noun aimless walk
        Synonyms:
        stroll walk tour trip hike excursion saunter roaming roving constitutional turn perambulation traipse peregrination
      1. verb wander about; travel aimlessly
        Synonyms:
        walk stroll roam wander meander cruise drift range rove saunter trail stray gad gallivant promenade traipse knock around knock about bat around perambulate digress depart extend spread turn wind twist climb clamber fork branch off get sidetracked diverge zigzag snake sprawl straggle excurse peregrinate divagate be all over the map spread-eagle straddle sprangle percolate
        Antonyms:
        stay be direct
      1. verb talk aimlessly, endlessly
        Synonyms:
        chatter babble talk nonsense go on and on rattle on blather drivel maunder meander stray drift wander digress divagate depart diverge get off the subject go astray lose the thread beat around bush talk off top of head talk randomly harp on dwell on expatiate enlarge amplify descant protract excurse go off on tangent rant and rave prose gossip
        Antonyms:
        be direct

      سوال‌های رایج ramble

      گذشته‌ی ساده ramble چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده ramble در زبان انگلیسی rambled است.

      شکل سوم ramble چی میشه؟

      شکل سوم ramble در زبان انگلیسی rambled است.

      شکل جمع ramble چی میشه؟

      شکل جمع ramble در زبان انگلیسی rambles است.

      وجه وصفی حال ramble چی میشه؟

      وجه وصفی حال ramble در زبان انگلیسی rambling است.

      سوم‌شخص مفرد ramble چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد ramble در زبان انگلیسی rambles است.

      ارجاع به لغت ramble

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «ramble» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/ramble

      لغات نزدیک ramble

      • - ramayana
      • - ramazan
      • - ramble
      • - rambler
      • - rambling
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      unobtainable unexplored wilderness unexpected outcome undernourished undeniable tulsa tsunami loyalty himself hit home hit the jackpot hold onto homie honesty is the best policy honeybunch چوب مسگر متلک تمرهندی خودفروشی کردن در کونی کوزه یکتا یک ششم یخچال‌فریزر گوزن شمالی گنده گل‌فروش گرما گرانول
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.