آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۶ بهمن ۱۴۰۴

      Cruise

      kruːz kruːz

      گذشته‌ی ساده:

      cruised

      شکل سوم:

      cruised

      سوم‌شخص مفرد:

      cruises

      وجه وصفی حال:

      cruising

      شکل جمع:

      cruises

      معنی cruise | جمله با cruise

      verb - intransitive B1

      سفر (در دریا یا خشکی یا هوا) سفر کردن، رهسپار بودن، دریا گردی کردن، نوردیدن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی سفر

      مشاهده

      to cruise the Persian gulf in a sailboat

      با کشتی بادبانی خلیج فارس را نوردیدن

      verb - intransitive

      سفر (برای تفریح یا جستجو) گشت زدن، پرسه زدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      A taxi cruises to pick up passengers.

      تاکسی برای پیدا کردن مسافر گشت می‌زند.

      Friday nights, teenage drivers cruised the downtown.

      شب‌های جمعه رانندگان نوجوان در مرکز شهر پرسه می‌زدند.

      noun countable

      سفر سفر دریایی، سفر با کشتی

      She always dreamed of a long cruise on a luxury ship.

      او همیشه خواب یک سفر طولانی در یک کشتی مجلل را می‌دید.

      Their cruise lasted five days.

      دریا گردی آن‌ها پنج روز طول کشید.

      verb - transitive

      (جنگلبانی - برای تخمین میزان چوب) در جنگل گشتن، جنگل را وارسی کردن

      verb - transitive

      (به منظور یافتن شریک هم‌جنس‌گرا) گشتن و دید زدن

      verb - intransitive

      (هواپیما) با پر بازده ترین سرعت پرواز کردن، سرعت بهینه، (اتومبیل) با سرعتی که راننده از قبل توسط دستگاه خودکار تعیین کرده است حرکت کردن

      The cruising speed of this airplane is one thousand kilometers per hour.

      سرعت بهینه‌ی این هواپیما هزار کیلومتر در ساعت است.

      cruise control

      (اتومبیل) بهین رو، کروز کنترل

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد cruise

      1. noun sailing expedition
        Synonyms:
        journey trip voyage sailing sail boat trip sea trip crossing jaunt
      1. verb sail
        Synonyms:
        go travel journey navigate pass proceed boat voyage drift wander about meander coast push on fare wend repair jaunt gad gallivant hie keep steady pace

      سوال‌های رایج cruise

      گذشته‌ی ساده cruise چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده cruise در زبان انگلیسی cruised است.

      شکل سوم cruise چی میشه؟

      شکل سوم cruise در زبان انگلیسی cruised است.

      شکل جمع cruise چی میشه؟

      شکل جمع cruise در زبان انگلیسی cruises است.

      وجه وصفی حال cruise چی میشه؟

      وجه وصفی حال cruise در زبان انگلیسی cruising است.

      سوم‌شخص مفرد cruise چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد cruise در زبان انگلیسی cruises است.

      ارجاع به لغت cruise

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «cruise» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/cruise

      لغات نزدیک cruise

      • - cruelty
      • - cruet
      • - cruise
      • - cruise control
      • - cruise liner
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pyracantha Urania homologate hairdresser menagerie effigy Persephone halloween shaft ant draw independent real fata morgana price واحد واسع وصل نشده وضعیت وقایع وقت بازی ویتامین ویلا پانتومیم پاکت پر شدن پرتنش پرمصرف پرواز پسرفت کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.