آیکن بنر

رایتینگ آیلتس رو خودت با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایتینگ آیلتس رو با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایگان تست کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۸ دی ۱۴۰۴

      Proceed

      prəˈsiːd prəˈsiːd

      گذشته‌ی ساده:

      proceeded

      شکل سوم:

      proceeded

      سوم‌شخص مفرد:

      proceeds

      وجه وصفی حال:

      proceeding

      معنی proceed | جمله با proceed

      verb - intransitive C1

      پیش رفتن، ادامه دادن، حرکت کردن، اقدام کردن، پیگیری کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه

      مشاهده
      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج آزمون فست‌دیکشنری · ۳۰ سوال · رایگان
      شروع تست

      The accused paused but the judge ordered her to proceed.

      متهم مکث کرد ولی قاضی به او دستور داد که ادامه دهد.

      He drank some water and proceeded to speak.

      قدری آب خورد و صحبت خود را ادامه داد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to proceed to eat one's dinner

      به صرف شام پرداختن

      a project that is proceeding well

      طرحی که دارد به خوبی پیش می‌رود

      verb - intransitive formal

      سفر حرکت کردن، به سمت جایی رفتن، راهی شدن، عازم شدن، رهسپار شدن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی سفر

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری

      We spent the night in Ghom and the next morning proceeded on our trip to Isfahan.

      شب را در قم گذراندیم و صبح روز بعد به سفر خود به اصفهان ادامه دادیم.

      Travelers should proceed to platform three for the evening train.

      مسافران قطار عصر، باید به‌سمت سکوی شماره‌ی سه حرکت کنند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد proceed

      1. verb physically or mentally carry on, carry out
        Synonyms:
        go on continue advance progress move on get on with carry on push on travel march fare journey pass get going get under way make a start set in motion go ahead move out hie repair wend
        Antonyms:
        stop halt cease wait
      1. verb flow from; originate
        Synonyms:
        arise result follow derive stem spring come issue emanate rise extend pass ensue head
        Antonyms:
        return

      سوال‌های رایج proceed

      گذشته‌ی ساده proceed چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده proceed در زبان انگلیسی proceeded است.

      شکل سوم proceed چی میشه؟

      شکل سوم proceed در زبان انگلیسی proceeded است.

      وجه وصفی حال proceed چی میشه؟

      وجه وصفی حال proceed در زبان انگلیسی proceeding است.

      سوم‌شخص مفرد proceed چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد proceed در زبان انگلیسی proceeds است.

      ارجاع به لغت proceed

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «proceed» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/proceed

      لغات نزدیک proceed

      • - procedure
      • - procedure oriented
      • - proceed
      • - proceeding
      • - proceeds
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت community و society چیست؟

      تفاوت wizard و witch چیست؟

      تفاوت among و between چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      lettered light-footed limeade javelle water alti- amalgamation attach importance to ballet dancer biafra boogie-woogie boro- bukhara cabaletta capitalization catch one's breath نهال نیمه‌رسمی سرپنجه مشتری فنگ جنسیت‌گرایانه نجات ور فداکار قامت گره نشخوار دلیرانه حتمی جاودانه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.