آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۳ مهر ۱۴۰۲

      Go Ahead

      ˈɡoʊəˈhed ɡəʊəˈhed

      توضیحات:

      شکل نوشتاری این لغت در حالت اسم (Noun): go-ahead

      معنی go ahead | جمله با go ahead

      phrasal verb B1

      شروع کردن، آغاز کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      After months of planning, we finally decided to go ahead with the construction of our new building.

      پس از ماه‌ها برنامه‌ریزی، بالاخره تصمیم گرفتیم که ساخت ساختمان جدید خود را شروع کنیم.

      The team decided to go ahead with the project, despite the potential challenges.

      تیم تصمیم گرفت علی‌رغم چالش‌های احتمالی، پروژه را آغاز کند.

      phrasal verb informal

      بفرمایید (در مفهوم اجازه دادن برای شروع انجام کاری)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      When my friend asked if she could borrow my car, I replied, "Sure, go ahead."

      وقتی دوستم پرسید که آیا می‌تواند ماشین من را قرض بگیرد، من پاسخ دادم: «حتما، بفرما.»

      When my sister asked if she could have the last slice of pizza, I smiled and said, "Sure, go ahead."

      وقتی خواهرم پرسید که آیا می‌تواند آخرین تکه‌ی پیتزا را بخورد، لبخندی زدم و گفتم: «حتماً، بفرما.»

      phrasal verb

      انجام شدن، اتفاق افتادن، رخ دادن، برگزار شدن

      Despite the rainy weather, the outdoor concert will go ahead as planned.

      علی‌رغم هوای بارانی، کنسرت در فضای باز طبق برنامه برگزار می‌شود.

      The symposium is now going ahead as planned.

      هم‌اکنون این سمپوزیوم طبق برنامه انجام می‌شود.

      noun

      اجازه، مجوز، چراغ سبز (برای انجام کاری)

      The committee finally gave the go-ahead for the construction of the new building.

      این کمیته در نهایت مجوز ساخت ساختمان جدید را صادر کرد.

      After months of negotiations, the company received the go-ahead to start production.

      پس از ماه‌ها مذاکره، این شرکت اجازه‌ی شروع تولید را دریافت کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد go ahead

      1. phrasal verb proceed
        Synonyms:
        go on continue progress advance move on begin go forward edge forward dash ahead shoot ahead
        Antonyms:
        stop halt cease finish discontinue

      ارجاع به لغت go ahead

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «go ahead» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/go-ahead-2

      لغات نزدیک go ahead

      • - go after
      • - go against
      • - go ahead
      • - go ahead with
      • - go all out
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.