آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ شهریور ۱۴۰۵

      Cease

      siːs siːs

      گذشته‌ی ساده:

      ceased

      شکل سوم:

      ceased

      سوم‌شخص مفرد:

      ceases

      وجه وصفی حال:

      ceasing

      معنی cease | جمله با cease

      verb - intransitive verb - transitive formal B2

      متوقف شدن یا کردن، بازایستادن، دست کشیدن، بند آمدن، توقف کردن، دست نگه‌داشتن، ‫به پایان رسیدن‬، پایان یافتن، قطع شدن یا کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده
      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      Hostilities must cease at once!

      خصومت‌ها باید فوراً پایان یابد!

      Should global efforts to mitigate climate change cease, the environmental repercussions would be profound and irreversible.

      اگر تلاش‌های جهانی برای کاهش تغییرات اقلیمی متوقف شود، پیامدهای زیست‌محیطی عمیق و برگشت‌ناپذیر خواهد بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The snow ceased and once again the sun is shining.

      برف بند آمد و بار دیگر خورشید می‌درخشد.

      Upon retirement, they automatically cease to be union members.

      هنگام بازنشستگی عضویت آن‌ها در اتحادیه خودبه‌خود قطع می‌شود.

      noun countable formal

      وقفه، ایست، توقف

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      مترجم چندزبانه

      The sudden cease in the music made everyone look up.

      توقف ناگهانی موسیقی باعث شد که همه سرشان را بالا بیاورند.

      Researchers observed a temporary cease in the migratory patterns of certain bird species, possibly linked to climate shifts.

      محققان وقفه‌ی موقتی در الگوهای مهاجرت برخی گونه‌های پرنده مشاهده کردند که احتمالاً با تغییرات آب‌وهوایی مرتبط است.

      verb - intransitive

      قدیمی ‫منقرض شدن، از بین رفتن‬

      Many species of animals will cease to exist if we don't protect their habitats.

      بسیاری از گونه‌های جانوری درصورت عدم حفاظت از زیستگاه‌هایشان منقرض خواهند شد.

      Researchers predict that certain indigenous languages will cease to be spoken within the next century due to globalization.

      محققان پیش‌بینی می‌کنند که برخی زبان‌های بومی طی قرن آینده به‌دلیل جهانی‌ شدن از بین خواهند رفت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The extinction event 65 million years ago caused a vast number of dinosaur species to cease to exist.

      رویداد انقراض ۶۵ میلیون سال پیش باعث شد تعداد زیادی از گونه‌های دایناسور منقرض شوند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد cease

      1. verb stop, conclude
        Synonyms:
        end stop finish quit terminate halt close discontinue drop refrain wind up conclude desist break off shut down give over stay die close out cut it out back off continue knock off fail intermit bring to an end call it a day call it quits come to an end leave off pack in quit cold turkey culminate surcease
        Antonyms:
        start begin continue go keep on initiate

      Collocations

      without cease

      بدون وقفه، بی مکث، پی‌درپی

      cease trading

      متوقف کردن تجارت/دست کشیدن از معامله/بستن کسب و کار

      Idioms

      wonders will never cease!

      (عامیانه) عجب!، چقدر شگفت‌انگیز!

      لغات هم‌خانواده cease

      noun
      cessation, cease
      adjective
      ceaseless
      verb - intransitive
      cease
      adverb
      ceaselessly

      سوال‌های رایج cease

      گذشته‌ی ساده cease چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده cease در زبان انگلیسی ceased است.

      شکل سوم cease چی میشه؟

      شکل سوم cease در زبان انگلیسی ceased است.

      وجه وصفی حال cease چی میشه؟

      وجه وصفی حال cease در زبان انگلیسی ceasing است.

      سوم‌شخص مفرد cease چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد cease در زبان انگلیسی ceases است.

      ارجاع به لغت cease

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «cease» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/cease

      لغات نزدیک cease

      • - ce
      • - cea
      • - cease
      • - cease trading
      • - cease-fire
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hemi hydr hydro nitro Sino- steno Very light tomentose tramroad thermometric southernwood snail darter skelton stone suf صمغ گرفتن صیدگاه ظاهرساز خورشید تافت متفق کردن علم مالیه عمل‌گرایی لوز محارب منطقه‌ای موهن دور دورترین زرخیز فجر
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.