آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱ دی ۱۴۰۴

      Clingfish

      ˈklɪŋˌfɪʃ ˈklɪŋˌfɪʃ

      شکل جمع:

      clingfish

      معنی clingfish | جمله با clingfish

      noun countable

      جانورشناسی ماهی چسبنده (انواع ماهیان راسته‌ی Gobiesociformes که کوچک و استخوانی و دریازی بوده و پولک مکنده‌ای دارند که توسط آن به سنگ و غیره می‌چسبند)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی جانورشناسی

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      The clingfish stayed on the glass wall of the aquarium.

      ماهی چسبنده روی دیواره‌ی شیشه‌ای آکواریوم باقی ماند.

      Some clingfish can survive out of water for short periods by holding onto wet surfaces.

      برخی از ماهی‌های چسبنده با چسبیدن به سطوح مرطوب می‌توانند برای مدت کوتاهی خارج از آب زنده بمانند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      سوال‌های رایج clingfish

      معنی clingfish به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «clingfish» در زبان فارسی به «ماهی چسبنده» ترجمه می‌شود.

      ماهی چسبنده نوعی ماهی کوچک است که به دلیل داشتن ساختارهای خاصی در بدنش قادر است به سطوح سنگی، صخره‌ها یا گیاهان دریایی بچسبد و در جریان آب پایدار باقی بماند. این توانایی منحصر به فرد باعث شده که clingfish در محیط‌های کم‌عمق ساحلی و آب‌های راکد یا پرجریان بتواند به راحتی حرکت کند و از جریان‌های شدید آب و شکارچیان فرار نماید.

      از منظر زیست‌شناسی، ماهی چسبنده دارای یک صفحه‌ی مکنده در زیر بدن خود است که از پولک‌های خاص و ساختار عضلانی تشکیل شده است. این مکنده به ماهی اجازه می‌دهد به سطوح صاف یا زبر بچسبد و حتی در مقابل جریان‌های قوی مقاومت کند. این ویژگی نه تنها به بقا و جابه‌جایی ماهی کمک می‌کند، بلکه به آن امکان می‌دهد برای تغذیه و حفاظت از تخم‌های خود موقعیت مناسبی انتخاب کند.

      از دیدگاه اکولوژیکی، clingfish نقش مهمی در زنجیره غذایی اکوسیستم‌های ساحلی دارد. این ماهی‌ها علاوه بر اینکه خود شکارچی حشرات دریایی و موجودات کوچک آبزی هستند، به عنوان منبع تغذیه‌ی ماهی‌های بزرگ‌تر و پرندگان دریایی نیز عمل می‌کنند. حضور آن‌ها در محیط‌های ساحلی و صخره‌ای می‌تواند نشان‌دهنده‌ی سلامت اکوسیستم و تنوع زیستی منطقه باشد.

      از منظر رفتاری، ماهی چسبنده فعالیت‌های جالبی از خود نشان می‌دهد. این ماهی‌ها اغلب در موقعیت‌هایی که جریان آب شدید است، به سطح سنگ‌ها می‌چسبند و با حرکات کوتاه و سریع به شکار یا فرار از شکارچیان می‌پردازند. همچنین، برخی گونه‌ها می‌توانند رنگ و الگوی بدن خود را متناسب با محیط تغییر دهند تا استتار کنند و امنیت بیشتری پیدا نمایند.

      مطالعه و بررسی clingfish برای زیست‌شناسان، اکولوژیست‌ها و علاقه‌مندان به زندگی دریایی اهمیت زیادی دارد. شناخت ویژگی‌های بدنی، رفتاری و اکولوژیکی این ماهی می‌تواند به حفظ تنوع زیستی، طراحی محیط‌های دریایی و درک بهتر سازگاری موجودات کوچک با محیط‌های چالش‌برانگیز کمک کند. همچنین، این ماهی نمونه‌ای جالب از تکامل سازگار با محیط‌های خاص و شرایط سخت آبزی است.

      ارجاع به لغت clingfish

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «clingfish» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/clingfish

      لغات نزدیک clingfish

      • - cline
      • - cling
      • - clingfish
      • - clinginess
      • - clinging
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.