آیکن بنر

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ خرداد ۱۴۰۴

    Procedure

    prəˈsiːdʒər prəˈsiːdʒə

    شکل جمع:

    procedures

    معنی procedure | جمله با procedure

    noun countable uncountable B2

    شیوه، فرایند، روال، رویه، روش، روند

    There are certain legal procedures you must complete before starting a business.

    پیش‌از شروع کسب‌و‌کار، باید فرایند قانونی خاصی را طی کنید.

    Please follow the correct procedure when submitting your application.

    لطفاً هنگام ارسال درخواست خود رویه‌ی صحیح را دنبال کنید.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    parliamentary procedure

    شیوه‌ی پارلمانی

    surgical procedure

    روال عمل جراحی

    noun countable

    عمل جراحی

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در اینستاگرام

    After the procedure, she had to stay in the hospital for three days.

    پس‌از عمل جراحی، باید سه روز در بیمارستان می‌ماند.

    The patient underwent a complicated surgical procedure.

    بیمار تحت عمل جراحی پیچیده‌ای قرار گرفت.

    noun countable

    کامپیوتر پروسه، رویه، روال، تابع (دستور‌العمل‌های برنامه‌ی کامپیوتری که عمل مشخصی را انجام می‌دهند)

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کامپیوتر

    مشاهده

    They created a custom routine to process the data.

    آن‌ها روالی سفارشی برای پردازش داده‌ها ایجاد کردند.

    The main function calls several procedures to complete the task.

    تابع اصلی چندین رویه را برای انجام کار فراخوانی می‌کند.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد procedure

    1. noun process, system for accomplishing something
      Synonyms:
      method way system practice plan form course action operation mode style routine policy strategy channels formula program layout scheme measure move transaction conduct performance setup maneuver custom line idea the book step modus operandi daily grind grind agendum agenda game plan nuts and bolts the numbers gimmick fashion red tape polity

    Collocations

    grievance procedure

    ترتیب و نحوه‌ی رسیدگی به شکایات

    سوال‌های رایج procedure

    معنی procedure به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی procedure در زبان فارسی به «روش»، «روند» یا «فرآیند» ترجمه می‌شود.

    واژه‌ی procedure به مجموعه‌ای از گام‌ها و اقدامات سازمان‌یافته گفته می‌شود که برای رسیدن به یک هدف مشخص یا انجام یک کار خاص به صورت منظم و مرتب دنبال می‌شوند. این مفهوم در حوزه‌های مختلفی از جمله مدیریت، پزشکی، مهندسی، حقوق، و علوم کامپیوتر کاربرد فراوان دارد و نقش بسیار مهمی در تضمین کیفیت، اثربخشی و هماهنگی فعالیت‌ها ایفا می‌کند.

    در محیط‌های کاری و سازمانی، procedures به عنوان دستورالعمل‌های رسمی تعریف می‌شوند که کارکنان را راهنمایی می‌کنند تا فعالیت‌ها را به شکل صحیح و استاندارد انجام دهند. تدوین رویه‌های دقیق موجب کاهش اشتباهات، افزایش بهره‌وری و حفظ امنیت می‌شود. به عنوان مثال، در بخش تولید یک کارخانه، procedure مشخص می‌کند که هر مرحله از تولید چگونه و با چه شرایطی باید انجام شود.

    در زمینه پزشکی، procedure به فرایندهای درمانی یا جراحی اشاره دارد که بر اساس قواعد علمی و تجربیات پزشکی انجام می‌شود. رعایت دقیق این روش‌ها برای حفظ سلامت بیمار و موفقیت درمان ضروری است. همچنین در حوزه حقوقی، procedure به مراحلی گفته می‌شود که در فرآیند رسیدگی به پرونده‌ها و اجرای قوانین طی می‌شود.

    از دیدگاه علمی و تحقیقاتی، procedure به معنای چارچوب روش‌شناسی است که پژوهشگران برای انجام آزمایش‌ها، جمع‌آوری داده‌ها و تحلیل نتایج به کار می‌برند. داشتن procedure دقیق و مستند شده، امکان تکرارپذیری و اعتبار نتایج را افزایش می‌دهد و به توسعه دانش علمی کمک می‌کند.

    مفهوم procedure به عنوان یک ابزار مدیریت و سازماندهی، نقش کلیدی در بهبود عملکرد سیستم‌ها و فرایندها دارد و شناخت و به‌کارگیری صحیح آن برای موفقیت در بسیاری از زمینه‌ها ضروری است.

    شکل جمع procedure چی میشه؟

    شکل جمع procedure در زبان انگلیسی procedures است.

    ارجاع به لغت procedure

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «procedure» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/procedure

    لغات نزدیک procedure

    • - procedural
    • - procedural statement
    • - procedure
    • - procedure oriented
    • - proceed
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.