Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۵ آبان ۱۴۰۴

      Policy

      ˈpɑːləsi ˈpɒləsi

      شکل جمع:

      policies

      معنی policy | جمله با policy

      noun countable B2

      سیاست، خط‌ مشی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده

      Government policy aims to reduce unemployment and support small businesses.

      سیاست دولت بر کاهش بیکاری و حمایت از کسب‌وکارهای کوچک تمرکز دارد.

      The company has a strict policy against smoking in the workplace.

      شرکت، خط‌مشی سختگیرانه‌ای در برابر سیگار کشیدن در محل کار دارد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a policy of neutrality

      سیاست بی‌طرفی

      the policy adopted by the government

      سیاستی که دولت اتخاذ کرده است

      policy maker

      سیاستگذار

      Iran's foreign policy

      سیاست خارجی ایران

      noun countable C1

      بیمه‌نامه، سند بیمه، قرارداد بیمه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      Before signing the policy, read all the terms and conditions carefully.

      قبل‌از امضای بیمه‌نامه، تمام شرایط و مقررات را با دقت بخوان.

      She lost her car insurance policy and had to request a new one.

      او سند بیمه‌ی خودرویش را گم کرد و مجبور شد یکی جدید درخواست کند.

      noun countable

      سیاست‌مداری، مصلحت‌اندیشی، کاردانی، زرنگی، زیرکی، تدبیر، دوراندیشی، خردورزی، درایت

      She concealed her sorrow with great policy.

      با کمال زیرکی اندوه خود را پنهان کرد.

      Her policy in dealing with difficult people always impressed me.

      دوراندیشی او در برخورد با افراد سخت‌گیر همیشه مرا تحت‌تأثیر قرار می‌داد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the policy or impolicy of such actions

      عاقلانه بودن یا غیرعاقلانه بودن چنین اقداماتی

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد policy

      1. noun procedure, tactics
        Synonyms:
        method practice way approach plan system arrangement order design program scheme rule guideline course line custom behavior management organization strategy action code protocol polity tenet stratagem channels administration the book red tape the numbers theory

      سوال‌های رایج policy

      شکل جمع policy چی میشه؟

      شکل جمع policy در زبان انگلیسی policies است.

      ارجاع به لغت policy

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «policy» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/policy

      لغات نزدیک policy

      • - policewoman
      • - policlinic
      • - policy
      • - policyholder
      • - polio
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      satirical sender September assault force sectional sheath knife seminar smite snapback repackage look threesome main either salsa انتظام انقلابی باشگاه برهمن بیهودگی آب دهان قورت دادن آخیش آدم آزاد آزادیخواه آسان آسیا آس و پاس آشفته آفت آفتاب‌پرست
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.