فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Arrangement

əˈreɪndʒmənt əˈreɪndʒmənt
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    arrangements

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

  • noun countable uncountable B1
    ترتیب، نظم، قرار، تنظیم، تصفیه، توافق
    • - by prior arrangement
    • - با قرار قبلی
    • - I made an arrangement to rent the property.
    • - توافق کردم که ملک را اجاره کنم.
    • - What are the eating and sleeping arrangements?
    • - ترتیب خوردن و خوابیدن چگونه است؟
    • - flower arrangement
    • - گل‌آرایی
    • - A room arrangement that suits one person may not suit another.
    • - اتاق‌آرایی مورد علاقه‌ی یک فرد ممکن است دل‌خواه فرد دیگری نباشد.
  • noun countable
    مقدمات، ترتیبات، برنامه‌ها، تدارکات
    • - Have you made the necessary arrangements for the wedding?
    • - ترتیبات لازم برای عروسی را داده‌اید؟
  • noun countable
    (موسیقی) اقتباس، دگرسان سازی، پرداخت، قطعه‌ی موسیقی دگرسان شده
    • - a Mozart symphony in an arrangement for piano duet
    • - سمفونی موتسارت دگرسان‌شده برای دو پیانو
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد arrangement

  1. noun an understanding
    Synonyms: adjustment, agreement, compact, compromise, deal, frame-up, game plan, layout, organization, package, package deal, plan, preparation, provision, schedule, settlement, setup, terms
  2. noun something that has been ordered
    Synonyms: alignment, array, classification, combination, composition, design, display, disposition, distribution, form, grouping, lineup, method, ordering, organization, pattern, pecking order, ranging, rank, sequence, setup, structure, system
  3. noun musical adaptation
    Synonyms: chart, composition, instrumentation, interpretation, lead sheet, orchestration, score, version

لغات هم‌خانواده arrangement

ارجاع به لغت arrangement

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «arrangement» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/arrangement

لغات نزدیک arrangement

پیشنهاد بهبود معانی