آیکن بنر

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۴ مهر ۱۴۰۵

      Alignment

      əˈlaɪnmənt əˈlaɪnmənt

      شکل جمع:

      alignments

      توضیحات:

      شکل نوشتاری دیگر این لغت: alinement

      معنی alignment | جمله با alignment

      noun uncountable C1

      هم‌ترازی، هم‌راستایی، هم‌محوری، هم‌راستایی، میزان، توازن، در یک راستایی

      تغییر لحن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رسمی، آکادمیک یا عامیانه
      امتحان کن

      The steering wheel is out of alignment.

      فرمان ماشین میزان نیست.

      The precise alignment of the optical components is crucial for the optimal performance of the telescope.

      هم‌ترازی دقیق اجزای نوری برای عملکرد مناسب تلسکوپ مهم است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The architect ensured the windows were in perfect alignment.

      معمار اطمینان حاصل کرد که پنجره‌ها در توازن باشند.

      Proper alignment of the text improves readability.

      هم‌ترازی مناسب متن، باعث بهبود خوانایی می‌شود.

      noun countable C1

      هم‌پیمانی، اتحاد، ائتلاف، هم‌سویی، همکاری، همراهی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی

      The two organizations formed an alignment to work on environmental issues.

      این دو سازمان، ائتلافی برای همکاری در مسائل زیست‌محیطی تشکیل دادند.

      The political alignment of various nations often dictates the trajectory of international relations and global economic policies.

      هم‌پیمانی سیاسی ملت‌های مختلف اغلب مسیر روابط بین‌الملل و سیاست‌های اقتصادی جهانی را دیکته می‌کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      This alignment of interests will benefit all the parties involved.

      این هم‌سویی منافع به سود همه‌ی طرف‌های دخیل خواهد بود.

      a new alignment of European nations

      اتحاد نوین ملت‌های اروپایی

      noun uncountable C1

      هم‌سویی، هم‌راستایی، هماهنگی، سازگاری، توافق، هم‌خوانی

      The project outcomes were out of alignment with the original plan.

      نتایج پروژه با برنامه‌ی اولیه سازگار نبود.

      The recent policy changes aim to achieve a greater alignment between educational outcomes and industry demands.

      تغییرات سیاستی اخیر با هدف دستیابی به هم‌خوانی بیشتری بین نتایج آموزشی و خواسته‌های صنعت انجام شده است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Their opinions are not in alignment on this issue.

      نظرات آن‌ها در این موضوع، هم‌سو نیست.

      noun uncountable

      کامپیوتر هماهنگ‌سازی (فرآیند یا سیاستی که در آن سیستم‌های هوش مصنوعی طوری طراحی می‌شوند که رفتارهایشان با اصول اخلاقی و اهداف انسانی سازگار باشند)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کامپیوتر

      مشاهده

      Without alignment, AI could produce results that conflict with human values.

      بدون هماهنگ‌سازی، هوش مصنوعی ممکن است نتایجی تولید کند که با ارزش‌های انسانی در تضاد باشد.

      The ongoing discourse surrounding artificial intelligence frequently addresses the imperative of alignment to mitigate potential societal risks.

      گفتمان جاری پیرامون هوش مصنوعی به‌طور مکرر به ضرورت هماهنگ‌سازی برای کاهش خطرات احتمالی اجتماعی می‌پردازد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Researchers are working on AI alignment to prevent harmful behavior by intelligent machines.

      پژوهشگران روی هماهنگ‌سازی هوش مصنوعی کار می‌کنند تا از رفتارهای مضر ماشین‌های هوشمند جلوگیری کنند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد alignment

      1. noun an organization of people (or countries) involved in a pact or treaty
        Synonyms:
        alliance coalition alinement
        Antonyms:
        nonalignment
      1. noun lining up
        Synonyms:
        order arrangement sequence positioning adjustment calibration sighting

      سوال‌های رایج alignment

      شکل جمع alignment چی میشه؟

      شکل جمع alignment در زبان انگلیسی alignments است.

      ارجاع به لغت alignment

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «alignment» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/alignment

      لغات نزدیک alignment

      • - align
      • - aligner
      • - alignment
      • - alike
      • - aliment
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت theory و hypothesis چیست؟

      تفاوت marketing و advertising چیست؟

      تفاوت rule و law چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      buzzer beater chest pass free-throw line charity stripe chin control the boards cross screen crossover dribble defensive rebound five-second rule five-second violation flagrant foul incidental contact zone defense ten-second rule خواری دیکتاتور داغان داغان کردن داغان شدن داغان بودن عبری تورم ورم آماس شکم‌درد ورم‌دار پف تابناک تبلیغات
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.