آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ مهر ۱۴۰۵

      Aliment

      ˈælɪmənt ˈælɪmənt

      شکل جمع:

      aliments

      معنی aliment | جمله با aliment

      noun uncountable C2

      حقوق نفقه، خرجی

      همچنین می‌توان از alimony استفاده کرد.

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی حقوق

      مشاهده
      توسعه با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن کوتاهت رو کامل‌تر کن
      امتحان کن

      The socio-economic implications of inadequate state-provided aliment for vulnerable populations warrant further academic scrutiny.

      پیامدهای اجتماعی-اقتصادی نفقه‌ی ناکافی که توسط دولت برای اقشار آسیب‌پذیر تأمین می‌شود، مستلزم بررسی آکادمیک بیشتر است.

      A man must aliment his own wife and children.

      مرد باید به زن و فرزند خود خرجی بدهد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She struggled to provide sufficient aliment for her children after losing her job.

      او پس از از دست دادن شغلش برای تأمین نفقه‌ی کافی برای فرزندانش تقلا می‌کرد.

      noun uncountable C2

      قدیمی غذا، خوراک

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫لحن متن شما را به رسمی، آکادمیک یا عامیانه تغییر می‌دهد

      The scarcity of suitable aliment in arid regions poses significant challenges to sustainable agricultural practices.

      کمبود غذای مناسب در مناطق خشک، چالش‌های قابل توجهی را برای شیوه‌های کشاورزی پایدار ایجاد می‌کند.

      The simple bread and water were the only aliment available to the stranded travelers.

      نان و آب ساده تنها خوراکی بود که برای مسافران گرفتار در دسترس بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      aliments that are necessary

      خوراک‌هایی که برای رشد لازم هستند

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد aliment

      1. noun something fit to be eaten
        Synonyms:
        food eats chow meat bread sustenance nourishment provision fare diet foodstuff victual edible nutriment nutrition comestible nurture pabulum pap grub provender esculent
      1. noun that which sustains the mind or spirit
        Synonyms:
        food sustenance nourishment nutrition alimentation victuals nutriment bread pabulum pap
      1. verb give nourishment to
        Synonyms:
        nourish nutrify

      سوال‌های رایج aliment

      معنی aliment به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی aliment در زبان فارسی به «خوراک» یا «غذا» ترجمه می‌شود.

      کلمه‌ی aliment به مواد غذایی یا خوراکی گفته می‌شود که برای تأمین نیازهای بدن و حفظ سلامت و انرژی فرد مصرف می‌شوند. این واژه شامل هر چیزی است که به بدن انرژی، ویتامین‌ها، مواد معدنی و عناصر ضروری برای رشد، نگهداری و عملکرد طبیعی می‌رساند. برخلاف برخی اصطلاحات روزمره‌ی غذا، aliment اغلب بار معنایی رسمی و گسترده‌تری دارد و بیشتر در متون علمی، پزشکی، تغذیه‌ای یا ادبی استفاده می‌شود.

      در حوزه‌ی علوم تغذیه، مفهوم aliment اهمیت فراوان دارد، زیرا کیفیت و ترکیب مواد غذایی مستقیماً بر سلامت، انرژی و عملکرد بدن تأثیر می‌گذارد. انتخاب aliments مناسب باعث تقویت سیستم ایمنی، حفظ وزن سالم، بهبود عملکرد ذهنی و جسمی و کاهش خطر بیماری‌ها می‌شود. به همین دلیل، دانش تغذیه و شناخت صحیح aliments برای ایجاد رژیم‌های متعادل و سالم اهمیت بالایی دارد.

      در زندگی روزمره، consumable aliments شامل انواع غذاها، نوشیدنی‌ها و حتی مکمل‌های غذایی می‌شوند. مصرف منظم و متنوع aliments به بدن کمک می‌کند تا انرژی کافی برای فعالیت‌های روزانه داشته باشد و سلامت جسم و ذهن حفظ شود. توجه به کیفیت و تازگی aliments، تنوع در گروه‌های غذایی و رعایت تعادل در مصرف آنها از اصول اساسی تغذیه سالم است.

      در متون ادبی و فرهنگی، aliment گاهی فراتر از معنای فیزیکی غذا به کار می‌رود و به چیزی اشاره دارد که روح، ذهن یا احساسات انسان را تغذیه می‌کند. به عنوان مثال، هنر، کتاب یا موسیقی می‌توانند به عنوان aliments معنوی یا ذهنی توصیف شوند که به رشد، آرامش و پویایی فرد کمک می‌کنند. این کاربرد استعاری نشان می‌دهد که مفهوم alimentation تنها محدود به جسم نیست و نیازهای روانی و ذهنی انسان را نیز شامل می‌شود.

      مفهوم aliment بیانگر اهمیت تغذیه و منابع غذایی برای حفظ سلامت، انرژی و رشد است. چه در سطح جسمانی و علمی، چه در سطح فرهنگی و ذهنی، این واژه یادآور نقش حیاتی خوراک و منابع تغذیه‌ای در زندگی انسان است و نشان می‌دهد که مراقبت از بدن و ذهن از طریق انتخاب صحیح aliments تأثیر مستقیم بر کیفیت زندگی دارد.

      ارجاع به لغت aliment

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «aliment» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/aliment

      لغات نزدیک aliment

      • - alignment
      • - alike
      • - aliment
      • - alimental
      • - alimentary
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.