آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Esculent

eˈskuːlənt eˈskuːlənt

معنی esculent | جمله با esculent

adjective formal

خوردنی

The farmer grew a variety of esculent vegetables in his garden.

کشاورز در باغش انواع سبزیجات خوردنی را پرورش داد.

We enjoyed a delicious meal made with fresh, esculent ingredients.

ما از غذایی خوشمزه که با مواد تازه و خوردنی درست شده بود لذت بردیم.

noun countable formal

خوراکی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

The market had a wide variety of esculent, from fresh fruits to leafy greens.

این بازار دارای انواع زیادی از خوراکی‌ها، از میوه‌های تازه گرفته تا سبزی‌های برگ‌دار بود.

The chef created an exquisite dish by combining different types of esculents in his recipe.

این سرآشپز با ترکیب انواع مختلف خوراکی‌ها در دستور پخت خود غذایی عالی درست کرد.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد esculent

  1. adjective fit to be eaten

ارجاع به لغت esculent

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «esculent» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/esculent

لغات نزدیک esculent

پیشنهاد بهبود معانی