آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۵ مرداد ۱۴۰۴

      Eatable

      ˈiːtəbl ˈiːtəbl

      معنی eatable

      adjective

      خوردنی، ماکول

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد eatable

      1. adjective able to be consumed
        Synonyms:
        edible safe good tasty delicious palatable appetizing satisfying wholesome nutritious digestible fit harmless comestible dietary savory tempting yummy succulent scrumptious delish esculent culinary nutritive kosher piquant
        Antonyms:
        inedible unpalatable uneatable unwholesome undelicious

      سوال‌های رایج eatable

      معنی eatable به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «eatable» در زبان فارسی به «قابل خوردن» یا «خوردنی» ترجمه می‌شود.

      این واژه برای توصیف چیزی به‌کار می‌رود که مصرف آن برای انسان بی‌خطر و مناسب است و می‌تواند خورده شود. «Eatable» اغلب در زمینه‌ی غذا و خوراکی به‌کار می‌رود و نشان می‌دهد که یک ماده یا خوراکی به لحاظ ایمنی و کیفیت قابل مصرف است، هرچند ممکن است کیفیت طعم یا جذابیت آن متوسط باشد.

      در زندگی روزمره، «eatable» برای توصیف غذاهایی استفاده می‌شود که قابل خوردن هستند اما لزوماً خوشمزه یا جذاب نیستند. برای مثال، وقتی غذایی خیلی تازه یا با طعم معمولی سرو می‌شود، می‌توان گفت «The soup is eatable» یعنی سوپ خوردنی است اما احتمالاً ویژگی خاصی ندارد. این کاربرد نشان می‌دهد که واژه بیشتر بر قابلیت مصرف و ایمنی تأکید دارد تا لذت یا کیفیت بالا.

      در زمینه‌های فنی و صنعتی، «eatable» ممکن است در توضیح مواد غذایی و بسته‌بندی‌ها به‌کار رود تا مشخص شود که محصول برای مصرف انسانی مناسب است. برای مثال، تولیدکنندگان ممکن است بر روی بسته‌بندی محصولات ذکر کنند که «eatable» است، به این معنا که ماده‌ی مورد نظر مطابق استانداردهای بهداشتی و ایمنی تهیه شده و برای مصرف سالم انسان بی‌خطر است.

      از دیدگاه زبان‌شناختی، «eatable» یک صفت ساده و شفاف است که با افزودن پسوند «-able» به فعل «eat» ساخته شده است. این پسوند مفهوم قابلیت انجام شدن را منتقل می‌کند، بنابراین «eatable» به معنای «چیزی که می‌توان آن را خورد» است. این ساختار انعطاف‌پذیری واژه را افزایش می‌دهد و آن را در مکالمات روزمره و نوشتار ساده کاربردی می‌کند.

      از منظر فرهنگی و اجتماعی، «eatable» اغلب در مقایسه با واژه‌های دیگر مانند «delicious» یا «tasty» کمتر بار تحسین‌آمیز دارد و بیشتر به جنبه‌ی عملی و منطقی مصرف غذا اشاره می‌کند. به کارگیری این واژه نشان می‌دهد که هدف اصلی بیان قابلیت مصرف است و نه لزوماً کیفیت حسی یا تجربه‌ی لذت‌بخش غذا. به همین دلیل، «eatable» در مکالمات غیررسمی و توضیح مواد غذایی بسیار رایج است.

      ارجاع به لغت eatable

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «eatable» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/eatable

      لغات نزدیک eatable

      • - eat up
      • - eat, drink, and be merry
      • - eatable
      • - eaten
      • - eatery
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.