آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Yummy

ˈjʌmi ˈjʌmi

شکل جمع:

yummies

صفت تفضیلی:

yummier

صفت عالی:

yummiest

معنی yummy | جمله با yummy

adjective informal

خوش‌مزه، لذیذ، خوش‌طعم، گوارا

She made a yummy Shirazi salad for dessert.

او برای دسر، سالاد شیرازی لذیذی درست کرد.

She prepared a yummy breakfast of pancakes and fresh fruit.

او با پنکیک و میوه‌ی تازه صبحانه‌ی خوش‌مزه‌ای آماده کرد.

نمونه‌جمله‌های بیشتر

His homemade cookies are always yummy.

کلوچه‌های خانگی او همیشه خوش‌طعم هستند.

noun countable informal

تنقلات، قاقالیلی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در ایکس

He packed some yummies for the picnic.

او برای پیک‌نیک مقداری تنقلات را بسته‌بندی کرد.

His lunchbox was filled with delicious yummies and snacks.

جعبه‌ی خوراکی او پر از تنقلات و میان‌وعده‌های خوش‌مزه بود.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد yummy

سوال‌های رایج yummy

شکل جمع yummy چی میشه؟

شکل جمع yummy در زبان انگلیسی yummies است.

صفت تفضیلی yummy چی میشه؟

صفت تفضیلی yummy در زبان انگلیسی yummier است.

صفت عالی yummy چی میشه؟

صفت عالی yummy در زبان انگلیسی yummiest است.

ارجاع به لغت yummy

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «yummy» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/yummy

لغات نزدیک yummy

پیشنهاد بهبود معانی