Wholesome

ˈhoʊlsm ˈhəʊlsm
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • صفت تفضیلی:

    wholesomer
  • صفت عالی:

    wholesomest

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

  • adjective
    سالم، مقوی، بی‌خطر
    • - wholesome entertainments for children
    • - تفریحات سالم برای کودکان
    • - wholesome foods such as milk and vegetables
    • - خوردنی‌های مقوی مانند شیر و سبزیجات
    • - a wholesome climate
    • - آب‌وهوای بی‌خطر
    • - Spending time in nature is a wholesome activity that can help improve mental health.
    • - وقت گذراندن در طبیعت فعالیتی سالم است که می‌تواند به بهبود سلامت روان کمک کند.
  • adjective
    اخلاقی، شایسته، خوب، بااخلاق
    • - The movie had a wholesome message about friendship and loyalty.
    • - این فیلم پیامی اخلاقی درباره‌ی دوستی و وفاداری داشت.
    • - I appreciate your wholesome attitude towards life and positivity.
    • - من از نگرش خوب شما نسبت به زندگی و مثبت‌اندیشی قدردانی می‌کنم.
  • adjective
    سرحال، شاداب، خوش‌مزاج، باطراوت
    • - The children's laughter creates a wholesome atmosphere.
    • - خنده‌ی کودکان جوّی باطراوت ایجاد می‌کند.
    • - Her wholesome smile brightened the room and lifted everyone's spirits.
    • - لبخند شاداب او اتاق را روشن کرد و روحیه‌ی همه را تقویت کرد.
    • - a wholesome girl
    • - دختری شاداب
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد wholesome

  1. adjective healthy, decent
    Synonyms: all there, beneficial, clean, edifying, ethical, exemplary, fit, good, hale, healthful, health-giving, helpful, honorable, hygienic, in fine feather, innocent, in the pink, invigorating, moral, nice, normal, nourishing, nutritious, nutritive, pure, respectable, restorative, right, righteous, safe, salubrious, salutary, sane, sanitary, sound, strengthening, together, virtuous, well, worthy
    Antonyms: bad, impure, indecent, unhealthy, unwholesome

لغات هم‌خانواده wholesome

ارجاع به لغت wholesome

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «wholesome» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/wholesome

لغات نزدیک wholesome

پیشنهاد بهبود معانی