آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

      Decent

      ˈdiːsnt ˈdiːsnt

      صفت تفضیلی:

      more decent

      صفت عالی:

      most decent

      معنی decent | جمله با decent

      adjective B2

      (سخن، لباس) آراسته، مناسب، متناسب، پذیرفتنی، پاکیزه، محترمانه

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده
      بهبود گرامر با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رفع خطاهای گرامری و نشانه‌گذاری
      امتحان کن

      I want to come in, are you decent?

      می‌خواهم بیایم تو، لخت که نیستی؟

      adjective

      (شخص) محترم، قابل احترام

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ابزارهای هوش مصنوعی
      adjective

      (محاوره) (شخص) متین، باحیا، شایسته، برازنده، دوست‌داشتنی، نازنین، خوب، پاک

      adjective

      (غذا، خانه و غیره) مطبوع، مطلوب، دلپذیر

      make a decent living

      زندگی آبرومندانه‌ای داشتن

      We must provide decent housing for the poor.

      ما باید مسکن مناسبی برای بینوایان فراهم کنیم.

      adjective

      (رفتار) خردمندانه، مناسب

      be very decent to somebody

      با کسی با محبت رفتار کردن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد decent

      1. adjective respectable, appropriate
        Synonyms:
        suitable proper appropriate right good honest moral fitting worthy clean immaculate upright virtuous becoming modest reserved ethical trustworthy polite decorous standard correct approved spotless pure honorable presentable comely undefiled continent stainless unblemished prudent mannerly straight beseeming straight arrow straight shooting on the up and up comme il faut
        Antonyms:
        inappropriate unsuitable unsuited unrespectable indecent poor
      1. adjective kind, generous
        Synonyms:
        friendly helpful thoughtful courteous kind generous accommodating obliging gracious virtuous
        Antonyms:
        unkind ungenerous disobliging unaccommodating indecent
      1. adjective sufficient, tolerable
        Synonyms:
        enough good right fair acceptable adequate reasonable satisfactory ample competent passable tolerable all right common average comfortable middling sufficient unobjectionable respectable presentable fair to middling mediocre unexceptional sufficing unimpeachable
        Antonyms:
        insufficient unsuitable intolerable indecent

      سوال‌های رایج decent

      صفت تفضیلی decent چی میشه؟

      صفت تفضیلی decent در زبان انگلیسی more decent است.

      صفت عالی decent چی میشه؟

      صفت عالی decent در زبان انگلیسی most decent است.

      ارجاع به لغت decent

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «decent» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/decent

      لغات نزدیک decent

      • - decennial
      • - decennium
      • - decent
      • - decent meal
      • - decently
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت sympathy و empathy چیست؟

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      radish beetroot celery green bean pea corn maize brussels sprout hybrid centromere dopamine backtrack functionalism bloviate insensitive برقی کننده قصور بیمارستانی تبدیل به نقدینه کردن تفتیش کردن تعمدی ته‌ریش ویران واقعه سال نو سال نوی مسیحی حرمان یکپارچه‌سازی یکه و تنها رها کردن یکتا کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.