آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۶ خرداد ۱۴۰۴

      Appropriate

      əˈproʊpriət əˈproʊprieɪt əˈprəʊpri-ət əˈprəʊprieɪt

      گذشته‌ی ساده:

      appropriated

      شکل سوم:

      appropriated

      سوم‌شخص مفرد:

      appropriates

      وجه وصفی حال:

      appropriating

      صفت تفضیلی:

      more appropriate

      صفت عالی:

      most appropriate

      معنی appropriate | جمله با appropriate

      adjective B2

      درخور، مناسب، شایسته، مقتضی، باب، پسندیده، جایز

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه

      مشاهده

      This suit is not appropriate for tonight's party.

      این لباس برای مهمانی امشب مناسب نیست.

      They thanked him appropriately.

      به‌طور شایسته‌ای از او سپاسگزاری کردند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      This joke is not appropriate in front of ladies.

      این شوخی جلوی خانم‌ها جایز نیست.

      an English class appropriate for children

      کلاس انگلیسی مناسب برای کودکان

      verb - transitive formal

      برای خود برداشتن، تصاحب کردن، بالا کشیدن، به جیب زدن، ضبط کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      During their absence, he appropriated their share of the money.

      او در غیاب آن‌ها سهم پولشان را بالا کشید.

      no one should appropriate a common benefit.

      هیچکس نباید اموال عمومی را تصاحب کند.

      verb - transitive

      برداشتن، تصاحب کردن، مال خود کردن (فرهنگ)

      The fashion industry often appropriates elements from indigenous cultures without giving them credit.

      صنعت مد اغلب عناصر فرهنگی اقوام بومی را بدون ارجاع به آن‌ها تصاحب می‌کند.

      Critics accused the musician of appropriating African rhythms in a disrespectful way.

      منتقدان، این موسیقی‌دان را به برداشتن ریتم‌های آفریقایی به شکلی توهین‌آمیز متهم کردند.

      verb - transitive

      اختصاص دادن، تخصیص دادن، منظور کردن، لحاظ کردن

      More money was appropriated for building schools.

      پول بیشتری برای ساختن مدرسه اختصاص داده شد.

      Not enough money has been appropriated for the construction of the new airport.

      پول کافی برای ساختن فرودگاه جدید کنار گذاشته نشده است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد appropriate

      1. adjective suitable
        Synonyms:
        fit right proper relevant apt suitable applicable convenient good useful fitting adapted becoming correct due just well-suited deserved desired true germane opportune pertinent apropos befitting congruous well-timed seemly belonging felicitous tailor-made on the button on the nose appurtenant
        Antonyms:
        unsuitable improper unfitting unsuited unbecoming unseemly
      1. verb set aside; allocate
        Synonyms:
        assign allocate allot earmark set apart reserve apportion devote appoint allow budget disburse
        Antonyms:
        refuse reject keep
      1. verb steal
        Synonyms:
        steal take over grab snatch cop swipe lift pocket filch pilfer borrow secure usurp confiscate misappropriate embezzle annex liberate hijack clap get hands on get fingers on grab hold of glom on to moonlight requisition
        Antonyms:
        give return bestow bequeath

      سوال‌های رایج appropriate

      گذشته‌ی ساده appropriate چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده appropriate در زبان انگلیسی appropriated است.

      شکل سوم appropriate چی میشه؟

      شکل سوم appropriate در زبان انگلیسی appropriated است.

      وجه وصفی حال appropriate چی میشه؟

      وجه وصفی حال appropriate در زبان انگلیسی appropriating است.

      سوم‌شخص مفرد appropriate چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد appropriate در زبان انگلیسی appropriates است.

      صفت تفضیلی appropriate چی میشه؟

      صفت تفضیلی appropriate در زبان انگلیسی more appropriate است.

      صفت عالی appropriate چی میشه؟

      صفت عالی appropriate در زبان انگلیسی most appropriate است.

      ارجاع به لغت appropriate

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «appropriate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/appropriate

      لغات نزدیک appropriate

      • - approbatory
      • - appropriable
      • - appropriate
      • - appropriately
      • - appropriateness
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon مرعوب مرغوب سلب امحا امن‌وامان با تمام وجود بچه‌بازی تطبیق دادن تکیه‌کلام جنده‌بازی دیگر ذوق شگفتی جفت جمله
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.