«فست‌دیکشنری، حامیِ خيريه‌ی کودکان فرشته‌اند»
فروشگاه نیکوکاری

Appropriate معنی

  • American English phonetic: əˈproʊpriət
  • British English phonetic: əˈprəʊpri-ət
  • (Adjective) درخور، مناسب، شایسته، مقتضی، باب، پسندیده، به‌جا، جایز، به خود
    • - This suit is not appropriate for tonight's party.
    • - این لباس برای مهمانی امشب مناسب نیست.
    • - an English class appropriate for children
    • - کلاس انگلیسی مناسب برای کودکان
    • - They thanked him appropriately.
    • - به‌طور شایسته‌ای از او سپاسگزاری کردند.
    • - This joke is not appropriate in front of ladies.
    • - این شوخی جلوی خانم‌ها جایز نیست.
    مشاهده نمونه جمله بیشتر
  • (Verb - transitive) برای خود برداشتن، (بدون اجازه) برداشتن، تصاحب کردن، بالا کشیدن (اموال)، به جیب زدن، ضبط کردن
    • - During their absence, he appropriated their share of the money.
    • - او در غیاب آنها سهم پولشان را خورد.
  • (Verb - transitive) اختصاص دادن، تخصیص دادن، منظور کردن، لحاظ کردن
    • - More money was appropriated for building schools.
    • - پول بیشتری برای ساختن مدرسه اختصاص داده شد.
    • - Not enough money has been appropriated for the construction of the new airport.
    • - پول کافی برای ساختن فرودگاه جدید کنار گذاشته نشده است.

دیکشنری و مترجم متن دو زبانه انگلیسی به فارسی و فارسی به انگلیسی

English to Persian/Farsi and Persian/Farsi to English dictionary and translator