آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۶ فروردین ۱۴۰۳

      Clap

      klæp klæp

      گذشته‌ی ساده:

      clapped

      شکل سوم:

      clapped

      سوم‌شخص مفرد:

      claps

      وجه وصفی حال:

      clapping

      شکل جمع:

      claps

      معنی clap | جمله با clap

      verb - intransitive verb - transitive B1

      دست زدن، کف زدن

      I could hear her clap from across the room.

      صدای دست زدن او را از آن طرف اتاق می‌شنیدم.

      The children would always clap along to the music when it played.

      وقتی موسیقی پخش ‌می‌شد، بچه‌ها همیشه به‌همراه آن دست می‌زدند.

      verb - intransitive verb - transitive B1

      تشویق کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      The viewers clapped for him.

      تماشاگران او را تشویق کردند.

      The crowd clapped in unison, creating an exhilarating rhythm.

      جمعیت یک‌صدا تشویق و ریتم هیجان‌انگیزی ایجاد کردند.

      verb - transitive

      (با سرعت) کوبیدن، زدن

      The guard gave him a clap in the ribs with his stick.

      نگهبان با چوب‌دستی خود ضربه‌ای به پهلوی او زد.

      He clapped his hat on his head and rushed out the door.

      کلاهش را روی سرش کوبید و با عجله از در بیرون رفت.

      verb - transitive

      (به علامت تشویق یا محبت) به شانه یا پشت کسی زدن

      The coach clapped each player on the shoulder as they left the field.

      مربی هنگام خروج از زمین، روی شانه هر بازیکن زد.

      I saw my friend across the room and gave him a playful clap on the back.

      دوستم را در آن طرف اتاق دیدم و دستی از سر شوخی به پشت او زدم.

      noun singular

      تشویق، عمل زدن دست‌ها به یکدیگر

      The loud clap echoed through the room.

      صدای تشویق بلند در اتاق پیچید.

      The sound of the clap could be heard from across the street.

      صدای تشویق از آن‌طرف خیابان به گوش می‌رسید.

      noun countable C2

      غرش (رعدوبرق)، صدای بلند (و ناگهانی)

      a clap of thunder

      غرش ناگهانی رعدوبرق

      The clap echoed through the forest.

      صدای غرش رعدوبرق در جنگل پیچید.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد clap

      1. noun loud hitting noise
        Synonyms:
        bang crash slam smash whack boom strike burst blast crack slap applause handclap pat wallop thwack wham thunder thrust thunderclap
      1. verb applaud; slap with approbation
        Synonyms:
        praise approve cheer acclaim applaud give a hand give a big hand slap bang pat hear it for strike gently whack thwack

      Idioms

      at a clap

      1- فوراً، بلافاصله 2- با هم، متفقاً، در آن واحد

      in a clap

      فوراً، در یک لحظه، در یک چشم برهم زدن

      clap eyes on

      (عامیانه) دیدن، نگاه سریع کردن

      سوال‌های رایج clap

      گذشته‌ی ساده clap چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده clap در زبان انگلیسی clapped است.

      شکل سوم clap چی میشه؟

      شکل سوم clap در زبان انگلیسی clapped است.

      شکل جمع clap چی میشه؟

      شکل جمع clap در زبان انگلیسی claps است.

      وجه وصفی حال clap چی میشه؟

      وجه وصفی حال clap در زبان انگلیسی clapping است.

      سوم‌شخص مفرد clap چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد clap در زبان انگلیسی claps است.

      ارجاع به لغت clap

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «clap» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/clap

      لغات نزدیک clap

      • - clannishness
      • - clansman
      • - clap
      • - clap eyes on
      • - clap of thunder
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.