آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۱ آذر ۱۴۰۳

      Pat

      pæt pæt

      گذشته‌ی ساده:

      patted

      شکل سوم:

      patted

      سوم‌شخص مفرد:

      pats

      وجه وصفی حال:

      patting

      شکل جمع:

      pats

      معنی pat | جمله با pat

      verb - transitive C2

      نوازش کردن، دست نوازش کشیدن، ناز کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده
      مترجم متن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و...
      امتحان کن

      I patted the baby on the head.

      سر کودک را نوازش کردم.

      I wanted to pat the cat, but it scratched my hand.

      خواستم گربه را ناز کنم؛ ولی دستم را چنگ زد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      I gave the crying mother a pat on the head.

      دستی به سر مادر گریان کشیدم.

      noun countable

      نوازش، (عمل) دست کشیدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بهبود گرامر با هوش مصنوعی‬

      She gave her dog a gentle pat on the head.

      او دستی آرام روی سر سگش کشید.

      The soft pat of her hand calmed the anxious kitten.

      نوازش آرام دستش، بچه‌گربه‌ی مضطرب را آرام کرد.

      noun countable

      تکه‌ی کوچک، قالب (مسطح) (خصوصاً کره)

      a pat of butter

      یک قالب کره

      He added a pat of cream cheese to the bagel.

      یک تکه‌ی کوچک پنیر خامه‌ای به پیراشکی اضافه کرد.

      adjective

      سریع، به‌هنگام، به‌موقع، بی‌درنگ، بی‌معطلی

      His answers came pat.

      بی‌معطلی پاسخ می‌داد.

      Her answer to my serious questions seemed too pat.

      پاسخ‌های او به پرسش‌های جدی من به‌موقع بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      This pat joke got a big laugh.

      این مزاح به‌موقع موجب خنده‌ی فراوان شد.

      noun countable uncountable

      ضربه‌ی ملایم

      A few pats around the newly planted tree are helpful.

      چند ضربه‌ی ملایم به اطراف درخت تازه کاشته شده مفید است.

      A pat on the shoulder can provide reassurance.

      ضربه‌ی ملایم روی شانه می‌تواند باعث اطمینان خاطر شود.

      verb - intransitive verb - transitive

      ضربه‌ی آرام زدن

      She patted her face dry with a towel.

      او صورت خود را با (ضربه‌های ملایم) حوله خشک کرد.

      He will pat the dough to flatten it before baking.

      خمیر را قبل‌از پخت به‌آرامی ضربه می‌زند تا یکدست شود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد pat

      1. adjective relevant, suitable
        Synonyms:
        suitable fitting apt pertinent apropos appropriate timely happy felicitous opportune to the point auspicious propitious
        Antonyms:
        irrelevant unsuitable unacceptable wrong imprecise inexact
      1. adverb exactly, fittingly
        Synonyms:
        perfectly precisely aptly fittingly flawlessly just right opportunely relevantly seasonably plumb
        Antonyms:
        wrongly
      1. noun tap, touch
        Synonyms:
        touch hit rub beat stroke dab pet form mold slap tip massage caress punch fondle whittle
        Antonyms:
        hit
      1. noun small slice or slab
        Synonyms:
        piece portion cake dab lump
        Antonyms:
        lot

      Idioms

      have (down) pat

      (عامیانه) خوب آموختن یا بلد بودن یا از بر بودن

      stand pat

      (امریکا) 1- از تغییر عقیده یا روش خودداری کردن 2- (پوکر) روی دست خود خوابیدن (و ورق تازه نگرفتن)

      a pat on the back

      1- تشویق، تحسین، تسلی 2- تشویق کردن، تحسین کردن، تسلی کردن

      سوال‌های رایج pat

      گذشته‌ی ساده pat چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده pat در زبان انگلیسی patted است.

      شکل سوم pat چی میشه؟

      شکل سوم pat در زبان انگلیسی patted است.

      شکل جمع pat چی میشه؟

      شکل جمع pat در زبان انگلیسی pats است.

      وجه وصفی حال pat چی میشه؟

      وجه وصفی حال pat در زبان انگلیسی patting است.

      سوم‌شخص مفرد pat چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد pat در زبان انگلیسی pats است.

      ارجاع به لغت pat

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «pat» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/pat

      لغات نزدیک pat

      • - pasture
      • - pasty
      • - pat
      • - pat on the back
      • - patagium
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hemi hydr hydro nitro Sino- steno Very light tomentose tramroad thermometric southernwood snail darter skelton stone suf تحسین‌آمیز مهار کردن شیروخورشید کاستن جلوگیری کردن دیپلمات دیپلماتیک رونق سوسیالیسم سوسیال دموکرات فاشیسم مانده منتفی آفند آفندی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.