آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۷ بهمن ۱۴۰۳

      Happy

      ˈhæpi ˈhæpi

      صفت تفضیلی:

      happier

      صفت عالی:

      happiest

      معنی happy | جمله با happy

      adjective A1

      خوش‌‌حال، شاد، مسرور، خشنود، راضی، خرسند، خوش‌وخرم، خوش‌وقت، بشاش، شادمان

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده
      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      I’m happy to know you enjoyed the book I recommended.

      خوش‌حالم که از کتابی که توصیه کردم لذت بردید.

      I am so happy that you achieved your goals.

      بسیار شادمانم که شما به اهداف خود رسیدید.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He was happy with the team's performance.

      او از عملکرد تیم راضی بود.

      Nazanin is the happiest person I have ever seen in my life.

      نازنین شادترین فردی است که در تمام عمرم دیده‌ام.

      I'm really happy to meet you.

      از دیدار با شما بسیار خوش‌وقتم.

      adjective A1

      خوش‌حال‌کننده، شادی‌بخش، رضایت‌بخش، شاد، نشاط‌انگیز، خوشایند، فرح‌بخش، مسرت‌بخش

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بهبود گرامر با هوش مصنوعی‬

      I would never forget the happy moments of kissing her.

      لحظات مسرت‌بخش بوسیدن او را هرگز فراموش نخواهم کرد.

      She shared the happy news of her promotion with everyone at the office.

      او خبر خوشحال‌کننده‌ی ترفیع خود را با همه‌ی کارکنان اداره به اشتراک گذاشت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The café's happy atmosphere has attracted many customers.

      فضای شاد کافه مشتریان زیادی را به خود جذب کرده است.

      adjective A1

      (مناسبت‌ها) مبارک، فرخنده، خجسته، همایون

      Happy New Year to everyone!

      سال نو بر همگان مبارک باد!

      Happy Women's Day, darling! I appreciate every moment of your presence.

      عزیزم، روز زن مبارک! قدردان لحظه‌لحظه‌ی حضورت هستم.

      adjective

      (اتفاقات و شرایط) خوش‌یمن، شگون‌دار، میمون، مبارک، خجسته، فرخنده، خوش‌اقبال

      Their reunion was a happy coincidence.

      ملاقات مجدد آن‌ها اتفاق مبارکی بود.

      It was a happy coincidence that we met at the old café.

      ملاقات ما در کافه‌ی قدیمی اتفاق خوش‌یمنی بود.

      adjective

      ادبی (رفتار و گفتار) مناسب، درخور، زیبنده، به‌موقع، شایسته، به‌هنگام، به‌جا، معقول

      Happy choice of words had made his speech unforgettable.

      انتخاب مناسب کلمات، سخنرانی‌اش را فراموش‌نشدنی کرده بود.

      The speaker's happy use of phrases and words captivated the audience.

      استفاده‌ی درخور سخنران از عبارت‌ها و واژگان، مخاطبان را مجذوب خود کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد happy

      1. adjective in high spirits; satisfied
        Synonyms:
        glad pleased content cheerful merry joyful delighted lively blithe jolly upbeat sunny joyous light peppy playful chipper thrilled up perky ecstatic elated gratified peaceful gleeful contented convivial mirthful jubilant captivated blest blessed exultant sparkling chirpy overjoyed tickled laughing looking good pleasant can’t complain flying high on cloud nine walking on air intoxicated tickled pink
        Antonyms:
        sad unhappy miserable dissatisfied depressed discouraged sorrowful pained morose
      1. adjective lucky
        Synonyms:
        fortunate successful favorable auspicious promising enviable advantageous propitious well-timed opportune felicitous timely fitting suitable right correct convenient appropriate just nice satisfactory effective efficacious apt meet befitting providential accidental casual incidental
        Antonyms:
        unlucky unfortunate hopeless unhappy troubled forsaken

      لغات هم‌خانواده happy

      noun
      happiness
      adjective
      happy
      adverb
      happily

      سوال‌های رایج happy

      صفت تفضیلی happy چی میشه؟

      صفت تفضیلی happy در زبان انگلیسی happier است.

      صفت عالی happy چی میشه؟

      صفت عالی happy در زبان انگلیسی happiest است.

      ارجاع به لغت happy

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «happy» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/happy

      لغات نزدیک happy

      • - happily married
      • - happiness
      • - happy
      • - happy birthday
      • - Happy Christmas!
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      mast fiord mega metro midi pancake conversant missing get butt plaid call in sick collected solicitation clothe اعمال اشغال برازنده پهلوان‌پنبه سنگ‌پا سنگر سرنگون سرنگون شدن سرنگونی دینار رستم زیرک زیرکانه خستگی‌ناپذیری آب خوردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.