آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۹ بهمن ۱۴۰۴

      Pleased

      pliːzd pliːzd

      معنی pleased | جمله با pleased

      adjective A2

      خوش‌حال، راضی، خرسند، خشنود، خوشوقت، راضی، ممنون

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      She was pleased to hear the good news about her promotion.

      او از شنیدن خبر خوب درباره ارتقای شغلی‌اش خوشحال شد.

      pleased to meet you.

      از ملاقات شما خوشوقتم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      I am very pleased with the results of the exam.

      من از نتایج امتحان بسیار راضی هستم.

      I am pleased that you have a new job.

      خوشحال شدم که کار جدید پیدا کردی.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد pleased

      1. adjective eagerly compliant
        Synonyms:
        happy glad satisfied delighted gratified charmed tickled proud of
      1. verb will, elect to do
        Synonyms:
        wanted desired liked preferred willed chosen wished enjoyed suited agreed satisfied contented amused delighted gratified gladdened rejoiced elated thrilled humored indulged placated demanded commanded grabbed tickled titillated
        Antonyms:
        refused denied
      1. verb make happy
        Synonyms:
        satisfied suited
        Antonyms:
        upset annoyed worried displeased disturbed angered depressed
      1. verb give pleasure to or be pleasing to
        Synonyms:
        satisfied pleasured delighted gladdened gratified cheered joyed tickled enchanted
        Antonyms:
        displeased
      1. adjective experiencing or manifesting pleasure
        Antonyms:
        displeased

      Collocations

      more than pleased (or sorry, etc.)

      بسیار خشنود (یا متأسف و غیره)

      Idioms

      pleased as punch

      بسیار خوشحال، بسیار خرسند

      لغات هم‌خانواده pleased

      noun
      pleasantry, pleasure
      adjective
      pleasant, pleased, pleasing, pleasurable
      verb - transitive
      please
      adverb
      pleasantly, pleasingly, pleasurably

      سوال‌های رایج pleased

      وجه وصفی حال pleased چی میشه؟

      وجه وصفی حال pleased در زبان انگلیسی pleasing است.

      سوم‌شخص مفرد pleased چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد pleased در زبان انگلیسی pleases است.

      صفت تفضیلی pleased چی میشه؟

      صفت تفضیلی pleased در زبان انگلیسی more pleased است.

      صفت عالی pleased چی میشه؟

      صفت عالی pleased در زبان انگلیسی most pleased است.

      ارجاع به لغت pleased

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «pleased» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/pleased

      لغات نزدیک pleased

      • - please god
      • - please oneself
      • - pleased
      • - pleased as punch
      • - pleasing
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.