سومشخص مفرد:
enchantsوجه وصفی حال:
enchantingادبیات افسونشده، جادوشده، جادویی، سحرآمیز
"Enchanted Forest" is a classic board game where players roll dice to find hidden fairy tale treasures.
«راز جنگل» یک بازی تختهای کلاسیک است که در آن بازیکنان تاس میریزند تا گنجینههای پنهان داستانهای پریان را پیدا کنند.
The children loved the fairy tale about an enchanted forest filled with talking animals.
کودکان داستان پریان درباره یک جنگل سحرآمیز پر از حیوانات سخنگو را دوست داشتند.
In the story, the prince was turned into a beast by an enchanted mirror.
در داستان، شاهزاده توسط یک آینهی جادو شده به یک دیو تبدیل شد.
We used to play "Enchanted Forest" every weekend when we were children.
ما وقتی بچه بودیم، هر آخر هفته بازی «راز جنگل» را بازی میکردیم.
روانشناسی سلامت روان شیدا، مفتون، شیفته
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی سلامت روان
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
He was completely enchanted by her voice the first time he heard her sing.
او اولین باری که صدای آواز خواندنش را شنید، کاملاً شیفتهی صدای او شد.
The tourists sat there with enchanted looks on their faces as they watched the sunset.
گردشگران در حالی که غروب آفتاب را تماشا میکردند، با چهرههایی مجذوب (مبهوت) آنجا نشسته بودند.
وجه وصفی حال enchanted در زبان انگلیسی enchanting است.
سومشخص مفرد enchanted در زبان انگلیسی enchants است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «enchanted» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/enchanted