آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳ آذر ۱۴۰۴

      Lineup

      ˈlaɪˌnəp ˈlaɪˌnəp

      معنی lineup | جمله با lineup

      noun countable

      لیست، لیست افراد، (برنامه یا بازی فوتبال و غیره) لیست بازیکنان یا بازیگران، ترکیب، فهرست اجراکنندگان

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      He is taken out of the lineup for today.

      او از فهرست بازیکنان امروز حذف شده است.

      the starting lineup

      ترکیب اصلی

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد lineup

      1. noun list of participants
        Synonyms:
        list listing program team squad side selection queue cast bill

      سوال‌های رایج lineup

      معنی lineup به فارسی چی می‌شه؟

      کلمهٔ lineup در زبان فارسی به «ترتیب صف»، «لیست» یا «چیدمان» ترجمه می‌شود.

      این واژه به معنای قرار گرفتن افراد، اشیاء یا عناصر در یک ردیف یا صف مرتب است و در موقعیت‌ها و زمینه‌های مختلف کاربرد دارد. «Lineup» می‌تواند به ترتیب یا سازماندهی گروهی از افراد، تیم‌ها، وسایل یا برنامه‌ها اشاره کند که به منظور نمایش، اجرا یا سازماندهی به صورت منظم کنار هم قرار گرفته‌اند.

      در ورزش، «lineup» به فهرست بازیکنانی گفته می‌شود که برای یک مسابقه یا بازی انتخاب شده و به ترتیب خاصی در زمین حضور دارند. این ترتیب معمولاً بر اساس استراتژی تیم و نقش هر بازیکن تعیین می‌شود و تأثیر زیادی بر روند بازی دارد. مربیان با انتخاب و چینش مناسب بازیکنان، سعی می‌کنند بهترین عملکرد تیم را به دست آورند.

      در زمینه رویدادها و اجراهای هنری نیز «lineup» به فهرست هنرمندان، گروه‌ها یا برنامه‌هایی گفته می‌شود که در یک کنسرت، جشنواره یا نمایش به ترتیب مشخص اجرا می‌شوند. این چیدمان برنامه‌ها به مخاطبان کمک می‌کند تا زمان‌بندی اجراها را بدانند و برنامه‌ریزی بهتری برای حضور و تماشای برنامه‌ها داشته باشند. همچنین، ترتیب اجراها می‌تواند تأثیر زیادی بر تجربهٔ کلی مخاطب داشته باشد.

      در موقعیت‌های دیگر مانند پلیس یا تحقیقات جنایی، «lineup» به صف قرار دادن مظنونان یا افراد مختلف برای شناسایی توسط شاهد یا قربانی گفته می‌شود. این روش به شناسایی دقیق‌تر مجرم یا فرد مورد نظر کمک می‌کند و در روند رسیدگی به پرونده‌ها اهمیت دارد. در این کاربرد، دقت و نظم در چیدمان افراد برای جلوگیری از اشتباه شناسایی حیاتی است.

      «lineup» واژه‌ای است که مفهوم ترتیب، سازماندهی و قرارگیری منظم را منتقل می‌کند و در زمینه‌های متنوعی از ورزش و هنر تا علوم جنایی و برنامه‌ریزی به کار می‌رود. شناخت کاربردهای مختلف این کلمه به درک بهتر متون انگلیسی و استفاده صحیح در موقعیت‌های گوناگون کمک می‌کند.

      ارجاع به لغت lineup

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «lineup» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/lineup

      لغات نزدیک lineup

      • - liner
      • - linesman
      • - lineup
      • - lineup sheet
      • - ling
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      gore rotatory pretzel mammatus pie chart wheedle hematocrit stoichiometry frump seafaring in demand concur jaggery used to diametrically چرب اثنی‌عشر انگلستان روماتیسم مفصلی بدهکار کوله‌پشتی مسیر مشمئز کننده مطالبه معادل معلومات معمار ملتمسانه منافع منان
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.