آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ مرداد ۱۴۰۴

      Queue

      kjuː kjuː

      گذشته‌ی ساده:

      queued

      شکل سوم:

      queued

      سوم‌شخص مفرد:

      queues

      وجه وصفی حال:

      queuing

      شکل جمع:

      queues

      معنی queue | جمله با queue

      noun countable B1

      انگلیسی بریتانیایی صف

      در انگلیسی آمریکایی از line استفاده می‌شود.

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده
      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج آزمون فست‌دیکشنری · ۳۰ سوال · رایگان
      شروع تست

      Are you in the queue?

      آیا شما در صف هستید؟

      We stood in the queue for bread.

      در صف نان ایستادیم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Hundreds of fans formed a queue outside the stadium.

      صدها هوادار، صفی طولانی در بیرون از استادیوم تشکیل دادند.

      There’s a queue of people wanting to speak with the manager.

      عده‌ی زیادی در صف انتظار صحبت با مدیر هستند.

      a queue of cars

      یک صف اتومبیل

      the long queue of people in front of the store

      صف طولانی مردم در جلو فروشگاه

      noun countable

      کامپیوتر صف، صف انتظار، صف پردازش (صف کارها و داده‌هایی که باید توسط کامپیوتر، پرینتر و... پردازش شود)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کامپیوتر

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تبدیل آدرس انگلیسی به فارسی و برعکس

      The system processes jobs based on their position in the queue.

      سیستم، وظایف را بر اساس موقعیتشان در صف پردازش انجام می‌دهد.

      The emails are waiting in a queue to be sent.

      ایمیل‌ها در صف ارسال منتظر هستند.

      verb - intransitive B2

      در صف ایستادن، صف کشیدن، صف بستن، در صف ماندن (اغلب برای خرید چیزی)

      همچنین می‌توان از queue up استفاده کرد.

      در انگلیسی آمریکایی از line و line up استفاده می‌شود.

      People were queuing up to buy sugar.

      مردم برای خرید شکر در صف می‌ایستادند.

      He dislikes queuing so much that he prefers to pay extra for a fast pass.

      او از صف کشیدن آن‌قدر بدش می‌آید که ترجیح می‌دهد برای گذر سریع، پول بیشتری بپردازد.

      verb - intransitive

      در تلاش بودن، سرودست شکستن، مشتاق بودن، خواهان بودن، صف بستن، لحظه‌شماری کردن (برای رسیدن به چیزی)

      Students were queueing up to enroll in the popular course.

      دانشجویان زیادی برای ثبت‌نام در این درس پرطرف‌دار لحظه‌شماری می‌کردند.

      Companies are queueing for a chance to invest in the project.

      شرکت‌ها برای سرمایه‌گذاری در این پروژه سرودست می‌شکستند.

      verb - transitive

      کامپیوتر صف‌بندی کردن، نوبت‌دهی کردن، در صف قرار دادن (داده‌ها و... برای انجام توسط کامپیوتر، پرینتر و...)

      The app queues files and uploads them one by one.

      برنامه، فایل‌ها را صف‌بندی می‌کند و به‌ترتیب آن‌ها را بارگذاری می‌کند.

      Incoming emails are queued before being scanned for viruses.

      ایمیل‌های ورودی قبل‌از بررسی برای ویروس در صف پردازش قرار می‌گیرند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد queue

      1. verb form a queue, form a line, stand in line
        Synonyms:
        line-up queue-up
      1. noun sequence
        Synonyms:
        order series succession line progression chain string file row rank train concatenation echelon tier tail
        Antonyms:
        disorganization

      Idioms

      jump a queue

      (انگلیس) خارج از نوبت در صف ایستادن، تقلب کردن

      سوال‌های رایج queue

      گذشته‌ی ساده queue چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده queue در زبان انگلیسی queued است.

      شکل سوم queue چی میشه؟

      شکل سوم queue در زبان انگلیسی queued است.

      شکل جمع queue چی میشه؟

      شکل جمع queue در زبان انگلیسی queues است.

      وجه وصفی حال queue چی میشه؟

      وجه وصفی حال queue در زبان انگلیسی queuing است.

      سوم‌شخص مفرد queue چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد queue در زبان انگلیسی queues است.

      ارجاع به لغت queue

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «queue» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/queue

      لغات نزدیک queue

      • - questor
      • - quetzal
      • - queue
      • - queued access method
      • - queuing
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      notepaper poly pili phyllo phono phon nasicorn maple sugar laxly linking verb headspring hautbois guildhall gunfighter groundling قصد قبلی هم‌جنس‌گرایی هرمس هوانوردی اوراقچی افت مسقط لاشه لجستیکی امرا سفالگر شوهرخاله رنگین‌کمان لوتری لک‌دار
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.