آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۵ اسفند ۱۴۰۴

      Series

      ˈsɪriːz ˈsɪəriːz

      شکل جمع:

      series

      معنی series | جمله با series

      noun countable B2

      مجموعه، سلسله، زنجیره، رشته، دنباله، توالی، سری (از اتفاقات مشابه یا مرتبط)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده

      The documentary explores a series of historical changes in the region.

      این مستند به بررسی مجموعه‌ای از تغییرات تاریخی در منطقه می‌پردازد.

      A series of events led to his resignation.

      دنباله‌ای از رویدادها، منجر به استعفای او شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a series of short articles about population explosion

      مجموعه مقاله‌ها‌ی کوتاه درباره‌ی انفجار جمعیت

      a series of mysterious crimes in our street

      سلسله جنایات اسرارآمیز در خیابان ما

      a series of concerts

      یک رشته کنسرت

      a series of marble columns

      یک ردیف ستون مرمر

      series of functions

      رشته‌ی توابع

      noun countable

      ورزش سری، مجموعه، دوره (رقابت چندمرحله‌ای)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ورزش

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      The coach rotated his players throughout the series to keep them fresh.

      درطول این دوره، مربی، بازیکنان را جابه‌جا کرد تا آماده بمانند.

      They won the final match and clinched the series victory.

      بازی آخر را بردند و قهرمانی در این سری مسابقات را قطعی کردند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the second series of contests

      دوره‌ی دوم مسابقات

      noun countable B1

      سینما و تئاتر سریال، مجموعه‌ی تلویزیونی، مجموعه‌ی رادیویی

      The radio series explores the history of classical music.

      این مجموعه‌ی رادیویی، تاریخ موسیقی کلاسیک را بررسی می‌کند.

      Each episode of the series introduces a different character and storyline.

      هر قسمت از این سریال، شخصیت و داستان متفاوتی معرفی می‌کند.

      noun countable B2

      ادبیات مجموعه، سری (کتاب‌ها)

      This series of books has become very popular among students.

      این سری کتاب، میان دانشجویان بسیار محبوب شده است.

      Each volume in the series focuses on a different aspect of art.

      هر جلد از این مجموعه، بر جنبه‌ی متفاوتی از هنر تمرکز دارد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد series

      1. noun order, succession
        Synonyms:
        sequence succession progression arrangement list chain file line row group set range course train procession category classification continuity scale gradation run suite suit array column tier streak string skein sequel alternation consecution
        Antonyms:
        disorder disorganization

      Collocations

      series of events

      سلسله وقایع

      سوال‌های رایج series

      معنی series به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «series» در زبان فارسی به «سری» یا «دنباله» ترجمه می‌شود.

      «Series» به مجموعه‌ای از چیزها گفته می‌شود که به‌صورت پشت سر هم، مرتبط یا منظم ظاهر می‌شوند و معمولاً یک موضوع، ویژگی یا هدف مشترک دارند. این واژه می‌تواند در زمینه‌های مختلفی کاربرد داشته باشد، از علوم و ریاضیات گرفته تا هنر، ادبیات و سرگرمی. در هر زمینه، مفهوم کلی آن یک ساختار پیوسته و مرتب است که می‌توان آن را به‌عنوان یک کل منسجم در نظر گرفت.

      در زمینه‌ی ادبیات و سرگرمی، series اغلب به مجموعه‌ای از کتاب‌ها، داستان‌ها، فیلم‌ها یا سریال‌ها گفته می‌شود که با یکدیگر در ارتباط هستند و شخصیت‌ها یا داستان‌هایشان به‌طور ممتد در قسمت‌های مختلف ادامه پیدا می‌کنند. چنین دنباله‌هایی به مخاطب امکان می‌دهند تا در طول زمان با داستان و شخصیت‌ها انس بگیرد و تجربه‌ی عمیق‌تر و طولانی‌تری از روایت داشته باشد. خواندن یا تماشای یک series باعث می‌شود بیننده یا خواننده حس پیوستگی و تعامل مستمر با موضوع پیدا کند.

      در علوم و ریاضیات، series به ترتیب یا دنباله‌ای از اعداد، عبارات یا داده‌ها گفته می‌شود که معمولاً براساس یک قاعده مشخص مرتب شده‌اند. مطالعه‌ی سری‌ها و تحلیل آن‌ها به فهم الگوها، پیش‌بینی روندها و حل مسائل پیچیده کمک می‌کند. برای مثال، سری‌های عددی می‌توانند در حل مسائل آماری، محاسبات ریاضی و الگوریتم‌های رایانه‌ای کاربرد گسترده‌ای داشته باشند و نقش مهمی در تحلیل منطقی ایفا کنند.

      در زندگی روزمره نیز مفهوم series کاربرد دارد. ممکن است به مجموعه‌ای از رویدادها، برنامه‌ها یا فعالیت‌ها اشاره کند که به ترتیب خاصی انجام می‌شوند. به‌عنوان مثال، یک series از ورزش‌های صبحگاهی یا مجموعه‌ای از کلاس‌های آموزشی که به‌طور متوالی برگزار می‌شوند، نشان‌دهنده‌ی تداوم و نظم در انجام فعالیت‌ها است. این پیوستگی باعث ایجاد حس ساختار و برنامه‌ریزی شده و به فرد کمک می‌کند تا بهتر اهداف خود را دنبال کند.

      series نمایانگر پیوستگی، نظم و ارتباط میان عناصر است. چه در قالب سرگرمی، چه در علوم یا زندگی روزمره، این واژه یادآور اهمیت ترتیب، ساختار و نگاه سیستماتیک به مجموعه‌ای از رویدادها یا اشیاء است. مفهوم series به انسان‌ها کمک می‌کند تا الگوها و روابط میان بخش‌های مختلف را تشخیص دهند و تجربه‌ی منسجم‌تری از جهان پیرامون خود داشته باشند.

      شکل جمع series چی میشه؟

      شکل جمع series در زبان انگلیسی series است.

      ارجاع به لغت series

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «series» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/series

      لغات نزدیک series

      • - seried
      • - seriema
      • - series
      • - series connection
      • - series of events
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.