آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۸ آذر ۱۴۰۴

      Streak

      striːk striːk

      گذشته‌ی ساده:

      streaked

      شکل سوم:

      streaked

      سوم‌شخص مفرد:

      streaks

      وجه وصفی حال:

      streaking

      شکل جمع:

      streaks

      معنی streak | جمله با streak

      noun countable

      خط، رگه، نوار

      Rain left streaks down the car’s windshield.

      باران، خط‌هایی روی شیشه‌ی جلوی ماشین به جا گذاشت.

      The cake batter had streaks of chocolate running through it.

      خمیر کیک، رگه‌هایی از شکلات درون خود داشت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a yellow wall with streaks of red and blue

      دیوار زرد رنگ با راه‌راه‌های قرمز و آبی

      the streak of lightning in a dark night

      درخشش آذرخش در شب تیره

      streaks of color in the marble

      رگه‌های الوان در سنگ مرمر

      streaks of fat in the meat

      رگه‌های چربی در گوشت

      noun countable

      جنبه، ویژگی، رگه‌ (از شخصیت)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      He has a jealous streak.

      او، رگه‌ای از حسادت دارد.

      He has a generous streak that surprises everyone.

      او، جنبه‌ای سخاوت‌آمیز دارد که همه را شگفت‌زده می‌کند.

      noun countable

      دوره‌ی خوش‌شانسی یا بدشانسی، یک سری خوش‌شانسی یا بدشانسی

      After a streak of bad luck, things finally started looking up for him.

      پس‌از یک سری بدشانسی، اوضاع بالاخره برای او بهتر شد.

      She has been on a winning streak in all her recent tournaments.

      او در تمام مسابقات اخیرش، یک سری موفقیت پی‌درپی داشته است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a winning streak

      یک دوره برنده‌شدن پی‌در‌پی

      a streak of bad luck

      یک سری بدشانسی

      noun countable

      دوره‌ی پیوسته، سلسله‌ی پی‌درپی، زنجیره

      He has maintained a streak of daily exercise for six months.

      او دوره‌ی تمرین روزانه را به مدت شش ماه حفظ کرده است.

      They broke their streak of consecutive wins after the last game.

      پس‌از آخرین بازی، سلسله‌ی بردهای متوالی خود را شکستند.

      verb - intransitive

      با سرعت حرکت کردن، مثل برق رفتن، شتابان رفتن

      The missile streaked toward its target.

      پرتابه به‌سرعت به سوی هدف حرکت کرد.

      The first runner streaked to the finish line.

      دونده‌ی اول مثل برق به خط پایان مسابقه رسید.

      verb - intransitive

      لخت دویدن (در مکان عمومی به نشانه‌ی اعتراض)

      He streaked across the football field during halftime.

      درطول وقت استراحت در زمین فوتبال، لخت دوید.

      He was arrested for streaking during the concert.

      او به‌خاطر لخت دویدن درطول کنسرت، دستگیر شد.

      verb - transitive

      خط انداختن، رگه‌ای از چیزی اضافه کردن

      The white marble is streaked with red and brown.

      سنگ مرمر سفید دارای رگه‌های قرمز و قهوه‌ای است.

      The artist streaked the canvas with bright colors.

      هنرمند روی بوم، خط‌هایی از رنگ‌های روشن کشید.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد streak

      1. noun vein, line; small part
        Synonyms:
        trace hint touch element line band bar layer strip stripe dash ray strain stream suggestion intimation shade stroke ridge rule slash smear suspicion beam
      1. verb make a line on
        Synonyms:
        spot stripe slash smear band fleck marble vein dapple daub strake striate variegate
      1. noun an intermixture of a contrasting or unexpected quality, especially in a person's character
        Synonyms:
        strain vein
      1. noun a number of things placed or occurring one after the other
        Synonyms:
        order chain consecution course procession progression round run sequence series string succession suite train

      Collocations

      selfish streak

      رگه خودخواهی

      stubborn streak

      رگه لجبازی

      Idioms

      like a streak

      (عامیانه) باسرعت تمام، مثل برق

      سوال‌های رایج streak

      گذشته‌ی ساده streak چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده streak در زبان انگلیسی streaked است.

      شکل سوم streak چی میشه؟

      شکل سوم streak در زبان انگلیسی streaked است.

      شکل جمع streak چی میشه؟

      شکل جمع streak در زبان انگلیسی streaks است.

      وجه وصفی حال streak چی میشه؟

      وجه وصفی حال streak در زبان انگلیسی streaking است.

      سوم‌شخص مفرد streak چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد streak در زبان انگلیسی streaks است.

      ارجاع به لغت streak

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «streak» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/streak

      لغات نزدیک streak

      • - strawworm
      • - stray
      • - streak
      • - streaky
      • - stream
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pyracantha Urania homologate hairdresser menagerie effigy Persephone halloween shaft ant draw independent real fata morgana price واحد واسع وصل نشده وضعیت وقایع وقت بازی ویتامین ویلا پانتومیم پاکت پر شدن پرتنش پرمصرف پرواز پسرفت کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.