آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Slash

      slæʃ slæʃ

      گذشته‌ی ساده:

      slashed

      شکل سوم:

      slashed

      سوم‌شخص مفرد:

      slashes

      وجه وصفی حال:

      slashing

      شکل جمع:

      slashes

      معنی slash | جمله با slash

      noun verb - transitive B2

      شکاف، ضربه سریع، چاک لباس، برش، چاک دادن، شکاف دادن، زخم زدن، بریده‌بریده کردن، تخفیف زیاد دادن

      noun verb - transitive

      چاک دادن، خیلی کم کردن، نشان ممیز

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      The corpse was deeply slashed in several places.

      چندین جای جسد بریدگی‌های ژرفی داشت.

      She committed suicide by slashing her own wrist.

      با بریدن رگ دست خود خودکشی کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      My father untied his belt and slashed him on the legs.

      پدرم کمربند خود را باز کرد و به پاهای او شلاق زد.

      to slash prices

      قیمت‌ها را بسیار کم کردن

      Newspapers slashed the government's agricultural policies.

      روزنامه‌ها از سیاست‌های کشاورزی دولت انتقاد کردند.

      The slash-and-burn method has ruined tropical forests.

      روش بریدن و سوزاندن موجب تباهی جنگل‌های استوایی شده است.

      The slashed their way through the thick vegetation.

      آنان با بریدن (بته‌ها) راه خود را از میان گیاهان انبوه گشودند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد slash

      1. verb cut
        Synonyms:
        slice chop sever injure wound rip slit gash pierce lacerate hack carve open up incise score rend
        Antonyms:
        fix mend sew
      1. verb reduce greatly
        Synonyms:
        cut lower shorten cut down reduce drop cut back abridge curtail clip pare shave abbreviate retrench hack
        Antonyms:
        increase raise

      سوال‌های رایج slash

      گذشته‌ی ساده slash چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده slash در زبان انگلیسی slashed است.

      شکل سوم slash چی میشه؟

      شکل سوم slash در زبان انگلیسی slashed است.

      شکل جمع slash چی میشه؟

      شکل جمع slash در زبان انگلیسی slashes است.

      وجه وصفی حال slash چی میشه؟

      وجه وصفی حال slash در زبان انگلیسی slashing است.

      سوم‌شخص مفرد slash چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد slash در زبان انگلیسی slashes است.

      ارجاع به لغت slash

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «slash» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/slash

      لغات نزدیک slash

      • - slapjack
      • - slapstick
      • - slash
      • - slash pine
      • - slash pocket
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      handle a competition handle a difficult situation hematein gulosity guayaquil greenskeeper traffic plow back in bowing attraction pescatarian Silicon Valley pestilence pharmacology phonics بوف بی انرژی بی سر و صدا بیشتر اوقات بیمه کردن بیمه نامه بی آبی بی‌ادب بی دقت بی دقتی بی‌رحم بی‌هویت تابیدن تاکید کردن تاکستان
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.