آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱ بهمن ۱۴۰۲

      Hack

      hæk hæk

      گذشته‌ی ساده:

      hacked

      شکل سوم:

      hacked

      سوم‌شخص مفرد:

      hacks

      وجه وصفی حال:

      hacking

      شکل جمع:

      hacks

      معنی hack | جمله با hack

      verb - intransitive verb - transitive

      بریدن، قطع کردن، تکه‌تکه کردن، قطعه‌قطعه کردن (با روشی خشن)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده

      The head of the deceased had been hacked.

      سر مقتول قطع شده بود.

      The butcher hacked off a meat.

      قصاب گوشت را تکه‌تکه کرد.

      verb - transitive

      انگلیسی بریتانیایی ورزش ضربه زدن، زدن، لگد زدن (به پای کسی در فوتبال که خطا است)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ورزش

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      She was twice hacked down in the second half of play.

      او دوبار در نیمه‌ی دوم بازی لگد خورد.

      The opposing team's defender tried to hack the ball away from the attacker.

      مدافع تیم حریف سعی کرد توپ را با ضربه زدن از مهاجم دور کند.

      verb - transitive

      ورزش ضربه زدن (در بازی راگبی)

      The rugby player hacked the ball.

      بازیکن راگبی به توپ ضربه زد.

      The player hacked the ball in the opponent's hands.

      بازیکن به توپ در دستان حریف ضربه کرد.

      verb - intransitive verb - transitive

      ورزش ضربه زدن با خشونت (در گلف)

      She hacks at the ball, but it veers off course and lands in the rough.

      او به توپ ضربه می‌زند، اما توپ از مسیر منحرف می‌شود و به‌سختی فرود می‌آید.

      He hacks the golf ball with all his might.

      او با تمام قدرت به توپ گلف ضربه می‌زند.

      verb - intransitive verb - transitive

      کامپیوتر هک کردن، سرقت کردن، دزدیدن، دستبرد زدن، به‌طور غیر‌مجاز وارد شدن (به اطلاعات کامپیوتر یا تلفن‌همراه)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کامپیوتر

      مشاهده

      The hacker tried to hack my email account.

      هکر سعی کرد حساب‌کاربری ایمیل من را هک کند.

      He was able to hack into the company's database.

      او توانست پایگاه داده‌ی این شرکت را هک کند.

      verb - transitive informal

      با موفقیت انجام دادن

      I tried working on the night shift, but I couldn't hack it.

      من سعی کردم در شیفت شب کار کنم، اما نتوانستم آن‌را با موفقیت انجام دهم.

      They didn't hack to rescue the trapped animal.

      آن‌ها نجات حیوان به‌دام‌افتاده را با موفقیت انجام ندادند.

      verb - intransitive

      اسب‌سواری کردن (برای تفریح)

      Let's hack along this trail and enjoy the scenery.

      بیایید در این مسیر اسب‌سواری کنیم و از مناظر لذت ببریم.

      He used to hack every weekend, but now he's too busy with work.

      او قبلاً آخرهفته‌ها اسب‌سواری می‌کرد، اما الان بیش‌ از حد مشغول کار است.

      noun countable

      نویسنده‌، روزنامه‌نگار، خبرنگار (که سطح پایینی دارد)

      The newspaper hired a hack to write their sports column.

      روزنامه یک روزنامه‌نگار ناشی برای نوشتن ستون ورزشی‌اش استخدام کرد.

      The hack's articles lacked originality and creativity.

      مقالات نویسنده‌ی ناشی فاقد اصالت و خلاقیت بودند.

      noun countable

      سیاستمدار (به‌ویژه شخصی که مهم نیست)

      The hack was easily swayed by special interest groups.

      این سیاستمدار به‌راحتی توسط گروه‌های ذینفع خاص تحت‌تأثیر قرار گرفت.

      The hack's lack of experience was evident in his poorly thought-out policies.

      فقدان تجربه‌ی سیاستمدار در سیاست‌های ضعیف او مشهود بود.

      noun countable

      اسب کرایه‌ای

      The hack was a fun way to explore the countryside.

      اسب کرایه‌ای یک راه سرگرم‌کننده برای گشتن در حومه‌ی شهر بود.

      My sister loves to go on a hack to clear her mind and enjoy the beauty of nature.

      خواهرم دوست دارد با اسب کرایه‌ای برود تا ذهنش را تمیز کند و از زیبایی طبیعت لذت ببرد.

      noun countable informal

      انگلیسی آمریکایی راننده‌تاکسی

      The hack drove erratically through the busy city streets.

      راننده‌تاکسی به‌طور نامنظم در خیابان‌های شلوغ شهر حرکت می‌کرد.

      The hack took a longer route to increase the fare.

      راننده‌تاکسی مسیر طولانی‌تری را برای افزایش کرایه طی کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد hack

      1. noun person who does easy work for money
        Synonyms:
        servant hireling slave pro grind drudge lackey workhorse plodder old pro greasy grind
      1. noun taxicab
        Synonyms:
        taxi cab vehicle carriage coach hackney
      1. noun cut without care
        Synonyms:
        cut slash chop clip gash hew fell whack lacerate mangle notch hackle mutilate

      سوال‌های رایج hack

      گذشته‌ی ساده hack چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده hack در زبان انگلیسی hacked است.

      شکل سوم hack چی میشه؟

      شکل سوم hack در زبان انگلیسی hacked است.

      شکل جمع hack چی میشه؟

      شکل جمع hack در زبان انگلیسی hacks است.

      وجه وصفی حال hack چی میشه؟

      وجه وصفی حال hack در زبان انگلیسی hacking است.

      سوم‌شخص مفرد hack چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد hack در زبان انگلیسی hacks است.

      ارجاع به لغت hack

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «hack» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/hack

      لغات نزدیک hack

      • - hachure
      • - hacienda
      • - hack
      • - hack into someone’s computer
      • - hack it
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pyracantha Urania homologate hairdresser menagerie effigy Persephone halloween shaft ant draw independent real fata morgana price واحد واسع وصل نشده وضعیت وقایع وقت بازی ویتامین ویلا پانتومیم پاکت پر شدن پرتنش پرمصرف پرواز پسرفت کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.