آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۳

      Cut Down

      ˈkətˈdaʊn ˈkʌt.daʊn

      گذشته‌ی ساده:

      cut down

      شکل سوم:

      cut down

      سوم‌شخص مفرد:

      cuts down

      وجه وصفی حال:

      cutting down

      معنی cut down | جمله با cut down

      phrasal verb verb - intransitive

      کم کردن، کاهش دادن، تقلیل دادن

      توسعه با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن کوتاهت رو کامل‌تر کن
      امتحان کن

      We should cut down on our use of plastic bags.

      ما باید استفاده از کیسه‌های پلاستیکی را کاهش دهیم.

      I need to cut down on my caffeine intake.

      من باید مصرف کافئینم را کم کنم.

      phrasal verb verb - transitive B2

      به زمین انداختن، نقش بر زمین کردن، قطع کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      مترجم چندزبانه

      We need to cut down this dead tree.

      باید این درخت مرده را بیندازیم.

      The lumberjack had to cut down several trees to clear a path through the forest.

      چوب‌بر مجبور شد چندین درخت را قطع کند تا مسیری را از میان جنگل باز کند.

      verb - transitive

      کشتن، به خاک‌وخون افکندن

      The sniper cut down the enemy soldiers.

      تک‌تیرانداز سربازان دشمن را کشت.

      The car accident cut down the pedestrian.

      تصادف خودرو عابر پیاده را از پا درآورد.

      verb - transitive

      تعمیر کردن، بازسازی کردن

      The homeowner chose to cut down the bulky furniture in the bedroom to create more space.

      صاحب‌خانه تصمیم گرفت برای ایجاد فضای بیشتر، مبلمان بزرگ اتاق‌خواب را تعمیر کند.

      To update the kitchen, they are planning to cut down on the cabinets.

      برای جدید کردن آشپزخانه، آن‌ها قصد دارند کابینت‌ها را بازسازی کنند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد cut down

      1. transitive verb fell
        Synonyms:
        kill slay slaughter massacre dispatch mow down mow level hew lop raze
        Antonyms:
        plant

      سوال‌های رایج cut down

      گذشته‌ی ساده cut down چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده cut down در زبان انگلیسی cut down است.

      شکل سوم cut down چی میشه؟

      شکل سوم cut down در زبان انگلیسی cut down است.

      وجه وصفی حال cut down چی میشه؟

      وجه وصفی حال cut down در زبان انگلیسی cutting down است.

      سوم‌شخص مفرد cut down چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد cut down در زبان انگلیسی cuts down است.

      ارجاع به لغت cut down

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «cut down» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/cut-down

      لغات نزدیک cut down

      • - cut dead
      • - cut diamond
      • - cut down
      • - cut down on
      • - cut down on luxuries
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت sympathy و empathy چیست؟

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      radish beetroot celery green bean pea corn maize brussels sprout hybrid centromere dopamine backtrack functionalism bloviate insensitive برقی کننده قصور بیمارستانی تبدیل به نقدینه کردن تفتیش کردن تعمدی ته‌ریش ویران واقعه سال نو سال نوی مسیحی حرمان یکپارچه‌سازی یکه و تنها رها کردن یکتا کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.