آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۹ بهمن ۱۴۰۳

      Pierce

      pɪrs pɪəs

      گذشته‌ی ساده:

      pierced

      شکل سوم:

      pierced

      سوم‌شخص مفرد:

      pierces

      وجه وصفی حال:

      piercing

      معنی pierce | جمله با pierce

      adverb noun verb - intransitive

      خلیدن، سپوختن، سوراخ کردن (با نیزه و چیز نوک‌تیزی)،سفتن، فروکردن (نوک خنجر و غیره)، شکافتن، رسوخ کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس
      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      She pierced my daughter's ear lobe with a needle.

      با سوزن نرمه‌ی گوش دخترم را سوراخ کرد.

      The arrow pierced his side.

      پیکان پهلوی او را سوراخ کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The bullet pierced the wall.

      گلوله دیوار را سوراخ کرد.

      The cold pierced me to the bone.

      سرما تا استخوانم نفوذ کرد.

      Her plaintive words pierced me to the core.

      سخنان رقت‌بار او در دلم اثر کرد.

      The hungry child was looking at me with piercing eyes.

      طفل گرسنه با چشمان نافذ به من نگاه می‌کرد.

      moonlight pierced the skirt of night

      (خیام) مهتاب به نور دامن شب بشکافت

      Kandevan tunnel pierces through high mountains.

      تونل کندوان کوه‌های رفیع را می‌شکافد.

      Our tanks pierced the enemy's defensive lines.

      تانک‌های ما خطوط دفاعی دشمن را شکافتند.

      The tower pierced the clouds like a sword.

      برج ابرها را همچون شمشیر می‌شکافت.

      She wished to pierce the mystery that was taking place in the bank.

      او آرزو می‌کرد به کارهای اسرارآمیزی که در بانک انجام می‌شد، پی ببرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد pierce

      1. verb cut, penetrate
        Synonyms:
        stab slice slash stick into enter pass through puncture penetrate break break in break through run through slit plow perforate incise spike gash drill probe transfix cleave crack crack open intrude bore
        Antonyms:
        sew up

      سوال‌های رایج pierce

      گذشته‌ی ساده pierce چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده pierce در زبان انگلیسی pierced است.

      شکل سوم pierce چی میشه؟

      شکل سوم pierce در زبان انگلیسی pierced است.

      وجه وصفی حال pierce چی میشه؟

      وجه وصفی حال pierce در زبان انگلیسی piercing است.

      سوم‌شخص مفرد pierce چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد pierce در زبان انگلیسی pierces است.

      ارجاع به لغت pierce

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «pierce» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/pierce

      لغات نزدیک pierce

      • - pier glass
      • - pier table
      • - pierce
      • - piercing
      • - piercing cry
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.