آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Perforate

      ˈpɜrːfəreɪt ˈpɜrːfəreɪt ˈpɜːfəreɪt ˈpɜːfəreɪt

      گذشته‌ی ساده:

      perforated

      شکل سوم:

      perforated

      سوم‌شخص مفرد:

      perforates

      وجه وصفی حال:

      perforating

      معنی perforate | جمله با perforate

      verb - transitive adjective adverb

      سوراخ کردن

      verb - transitive adjective adverb

      سوراخ کردن، سفتن، منگنه کردن، رسوخ کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      to perforate a box top to give a captured butterfly air

      در قوطی را سوراخ کردن و به پروانه‌ی اسیر هوا رساندن

      a stomach ulcer can perforate the stomach wall

      زخم معده می‌تواند دیواره‌ی معده را سوراخ کند

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      You can cut the receipt along a perforated line.

      می‌توانی قبض رسید را در امتداد خط سوراخ شده پاره کنی.

      tools for perforating thousands of different patterns

      ابزار برای آژدار کردن هزاران طرح مختلف

      Beautiful fjords perforate the coastline.

      خلیج‌های زیبا ساحل را دندانه‌دار می‌کنند.

      A perforated sheet of stamps.

      یک صفحه تمبر پست آژدار شده.

      a perforated eardrum

      پرده‌ی گوش سوراخ شده

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد perforate

      1. verb make a hole in
        Synonyms:
        bore drill pierce puncture penetrate stab probe punch hole poke full of holes shoot full of holes pit slit drive honeycomb permeate
        Antonyms:
        close up

      سوال‌های رایج perforate

      گذشته‌ی ساده perforate چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده perforate در زبان انگلیسی perforated است.

      شکل سوم perforate چی میشه؟

      شکل سوم perforate در زبان انگلیسی perforated است.

      وجه وصفی حال perforate چی میشه؟

      وجه وصفی حال perforate در زبان انگلیسی perforating است.

      سوم‌شخص مفرد perforate چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد perforate در زبان انگلیسی perforates است.

      ارجاع به لغت perforate

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «perforate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/perforate

      لغات نزدیک perforate

      • - perfidy
      • - perfoliate
      • - perforate
      • - perforated
      • - perforated tape
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      send in an application senorita set yourself clear objectives sextuple sharp pain shoplifting shoulder to shoulder show of unity simultaneity sinusitis sirloin slake solitude socioeconomic so far سه چهار پنج هفت ده طوطی کفشدوزک روح جیگر چهل پنجاه شصت هفتاد هشتاد صد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.